پایان نامه با واژگان کلیدی
تعلیم و تربیت، بیمارستان، گلستان سعدی، زبان فرانسه پایان نامه ها

اولین دستگاه چاپ به زبان فارسی در تبریز توسط زینالعابدین تبریزی در سال 1227ق راه اندازی شد. نخستین کتابهای چاپ شده، فتحنامه و جهادیه اثر میرزابزرگ درسال 1233ق بود. در سال 1234ق میرزاصالح شیرازی هنگام بازگشت از انگلیس دومین ماشین چاپ را برای استقرار در ایران به همراه آورد. چاپخانهی دیگری را میرزا جعفر برپا کرد که عباسمیرزا او را برای آموختن کار چاپ به مسکو فرستاده بود. او در سال 1240ق گلستان سعدی را منتشر کرد. در سال 1244ق در اصفهان چاپخانهی دیگری تأسیس شد و رسالهی حسنیهی ملا ابراهیم استرآبادی در آن به چاپ رسید. و بعد از آن نیز در سایر شهرهای ایران از جمله: ارومیه، شیراز، مشهد، انزلی، رشت، اردبیل، همدان، خوی، یزد، قزوین، کرمانشاه، کرمان، کاشان، بوشهر، اهواز، زنجان و ساری، چاپخانههایی تأسیس شد (محبوبیاردکانی،1370: 1/ 218-211). با اینکه در این دوره تعدادی چاپخانه دائر شده و مشغول به کار بود، کار چاپ تداوم نداشت و تعداد کتابها زیاد نبود. چاپخانهها برای مدتی بدون استفاده میماند و هرچند وقت یکبار افراد دیگری آن را احیا میکردند بدین ترتیب در این دوره به هیچ وجه صنعت چاپ پا نگرفت و تداوم کار انتشارات به تلاش و تعهد فردی بستگی داشت. در این دوره علاوه بر انتشار تعدادی کتاب که بیشتر مربوط به مذهب ، حوادث جاری و حکایات بود، تحول فرهنگی دیگری که صورت گرفت انتشار اولین روزنامهی ایرانی به نام کاغذ اخبار بود که توسط میرزاصالح شیرازی راه اندازی شد و در اطلاعیهی آن به اهمیت آگاه شدن ایرانیان از رخدادهای جهان و ورود فناوری جدید از اروپا تأکید کرد، اما به دلیل عدم پشتیبانی از طرف دولت دوسال بعد در زمان محمدشاه از انتشار بازماند. علاوه بر انتشار اولین روزنامه، سفرنامههایی نیز در این دوره نوشته شد از جمله سفرنامههای ابوطالباصفهانی(مسیرطالبی)، عبداللطیفشوشتری (تحفهالعالم) میرزا ابوالحسنایلچی(حیرت نامه) و سفرنامهی میرزا صالحشیرازی است که اطلاعات سودمندی از شیوهی زندگی اروپاییان و موسسات علمی و صنعتی را منعکس میکنند. از دیگر تحولات فرهنگی در این دوره ترجمه بعضی از کتابهای مولفان فرانسوی و انگلیسی به فارسی بود. نخستین کتابی که از زبان اروپایی به فارسی توسط یک نفر انگلیسی به نام جمز کمل در سال 1228ق ترجمه شد، کتاب تاریخ اسکندر بود. کتاب تاریخ پطرکبیر و شارلدوازدهم توسط محمدعلی و رسالهی آبلهکوبی توسط محمدبن عبدالصبورخوئی به فارسی ترجمه شد. تاریخ تنزیل و خرابی دولتروم، از احوال ناپلئون اول و همچنین مقالههای چندی از دایره المعارف بریتانیا به فارسی برگردانده شد( آدمیت، 1348: 163). در این دوره در ادبیات و شعر و نثر نیز تحولی به وقوع پیوست. نهضت ادبی که از عصر زند آغاز شده بود در این دوره با نام «بازگشت ادبی» وارد مرحلهی دیگری شد. شهراصفهان مرکز نهضت ادبی شد و از مشهورترین پیشقدمان آن سید محمدشعله اصفهانی، میرزا محمدنصیر اصفهانی و سیدعلی مشتاق بود. در دورهی فتحعلیشاه نهضت ادبی به تهران منتقل شد و “انجمن خاقان” توسط شاعران این دوره تشکیل شد و شعر درباری رواج پیدا کرد. صبا، نشاط، سحاب، مجمر، وصال از مشهورترین شعرای این دوره بودند (آرینپور، 1351: 1/15-13). در زمینهی نثر نویسی هم تحولاتی به وقوع پیوست، اما در درجه دوم اهمیت قرار داشت و کند و تدریجی پیش میرفت. از نثرنویسان این دوره میتوان به فاضلخانگروسی، عبدالرزاقبیگ دنبلی، میرزاصادق همای مروزی، میرزاجعفر ریاض همدانی و… اشاره کرد (همان: 46).

2-1-3- تحولات اجتماعی
در این زمان علاوه بر اقدامات فرهنگی که از سوی عباسمیرزا صورت گرفت یک سلسله اصلاحات اجتماعی برای توسعه و آبادی مملکت نیز از طرف وی صورت گرفت که مختصر به آن اشاره میشود:

یکی از کارهای مهم عباسمیرزا در این زمینه تشکیل بیمارستان بود. در دورهی نه سالهی جنگهای اول ایران و روس وضعیت اجتماعی ایران خیلی آشفته و پریشان بود. گذشته از بار سنگین جنگ ایران و روسیه، کشتارهایی که در ایران به وقوع پیوسته بود، علاوه بر کاهش جمعیت باعث شیوع بیماریهای عفونی و واگیر در سراسر ایران شده بود. براثر این بیماریها، عباسمیرزا اقدام به تأسیس بیمارستان و امر آبلهکوبی کرد (نفیسی،1383: 1/467). دکتر کرمیک انگلیسی پزشک عباسمیرزا رسالهای در مورد بیماری آبله منتشرکرد و در سال 1226ق جراحان سفارت انگلیس خواستند آبلهکوبی را رواج دهند، مایهی آبلهکوبی را از استامبول آوردند و حدود سیصدکودک را در تهران آبلهکوبی کردند و همچنین در مناطق مرزی آبلهکوبی توسط محمدعلی میرزا دولتشاه حاکم کرمانشاهان رواج پیدا کرد (آدمیت، 1348: 332).
از جمله کارهای مفید دیگر عباسمیرزا تأسیس مکتبخانه برای تعلیم اطفال و نوجوانان بود. وی همچنین میخواست در تبریز اجازه تأسیس مدرسه توسط میسیونرها را صادر کند تا پیروان ادیان مختلف در آن درس بخوانند (قاضیمرادی، 1385: 82).
چنانکه میدانیم در دورهی فتحعلیشاه به امر تعلیم و تربیت توجه چندانی نشد و تعلیم و تربیت نوجوانان بیشتر به صورت سنتی و مکتبخانهای صورت میگرفت. البته تعلیم و تربیت در این دوره بیشتر در خدمت خانوادههای مرفه بود که از معلم سرخانه استفاده میکردند و بسیاری از کودکان مستعد و زیرک عامهی اجتماع به علت نبود مدارس کافی از تعلیم و تربیت محروم میماندند.
سرجان ملکم وضعیت تعلیم و تربیت در دوران فتحعلیشاه را این گونه توصیف میکند:
«در ایران، طفل پنج ساله، با پیر پنجاه ساله در مجلس از حیث گفتار و کردار و سکونت
و وقار یکسان است؛ در هفت هشت سالگی شروع به خواندن عربی و فارسی میکنند، و بعد از خواندن حروف تهجی، قرآن میخوانند و بعد از آن به آموختن احکام شریعت میپردازند. بعد از آن کتب فارسی میخوانند.» (مالکوم، 1362: 2/602).

از دیگر تحولات اجتماعی که در این دوره صورت گرفت، تأسیس کتابخانه بزرگ، جراحخانه، تشریحخانه، دستگاه چرمسازی، باغ برای تربیت گل و گیاه و حبوبات، مدرسه نظام، دستگاه شمشیر و تپانچه سازی، مکتب نقاشی، اسلحهخانه، مکتب برای تعلیم علم نظام، بازار برای هر قبیله، انبار تجار، خانههای اصناف، گمرگخانه،کاروانسرا، منزل مباشران فرهنگ، خانههای اهل صنایع، دستگاهتنباکوسازی، دستگاهکاغذسازی، دستگاه مسگری و برنج و آهنگری و ظروف آئینه و شیشه سازی، دستگاه ابریشم بافی و ریسمان بافی، خانههای دباغ خانه، دستگاه کشتیسازی، دستگاه روغن کشی، دستگاه کتان بافی، دستگاه صابون پزی ، ………
(نجمی، 1374: 345-343)، اما همهی این اقدامات با مرگ نا به هنگام عباسمیرزا و کشته شدن قائممقام دوم متوقف شد و یک دوره بی سرو سامانی در کشور به وقوع پیوست.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلید واژه هایإلی، الحاره، الذی، العاشور

2-2 – تحولاتآموزشی، فرهنگی و اجتماعی در دورهی محمدشاه:

بعد از مرگ عباسمیرزا پسر وی، محمدشاه (1264-1250ق) به تخت سطلنت رسید. در مدت چهارده سالهی حکومت وی تغییرات عمدهای در روال حکمرانی اتفاق نیفتاد و گام بلندی در راه اصلاح و ترقی برداشته نشد، مگر دورهی صدارت قائم مقام دوم که اصلاحات مفید و مثبتی انجام داد.

2-2-1- تحولات آموزشی
در این دوره تحول آموزش دچار رکود شد. شخص شاه و وزیر وی (آقاسی)چندان توجهی نسبت به معارف نشان نمیدادند. تنها اقدامی که در این دوره صورت گرفت فرستادن محصلان برای تحصیل به خارج بود.
محمدشاه به تلاشهای پدرش عباسمیرزا برای اقتباس پیشرفتهای نظامی و فنآوری اروپایی ادامه داد. وی نیز نیاز به سامان بخشی و تقویت دستگاه اداری حکومت مرکزی را درک میکرد، اما به واسطهی مخالفت با تغییر، مشکلات مالی و شورشهای مداوم داخلی محمدشاه نتوانست تغییرات عمدهای به وجود آورد. از آن گذشته، در سراسر دوران سلطنتش، به وارد کردند فنآوری نظامی اروپایی توجه داشت.
در این دوره نیز اعزام محصل ادامه پیدا کرد. محمدشاه هم مانند عباسمیرزا به اهمیت اعزام دانشجو به اروپا واقف بود. وی در سال 1255ق یک گروه اعزامی 50-40 نفری را برای آموزش به مصر انتخاب کرد، اما بر اثر اعتراض بریتانیا مبنی بر این که اعزام این دانشجویان ممکن است روابط ایران و مصر را بهبود بخشد، هرگز این گروه از دانشجویان به مصر فرستاده نشدند (آدمیت، 1348: 164).
نخستین اعزام رسمی دانشجویان از سوی محمدشاه در سال 1259ق رخ داد که ابوالحسنخان نقاشباشی برای آموختن نقاشی به سبک جدید به ایتالیا فرستاده شد. درهشتم میزان1260ق به موجب دستخط شاه پنج نفر دیگر به فرانسه اعزام شدند. دستخط محمدشاه در این زمینه قابل توجه است. وی پس از آن که رشتهی تحصیلی هرکدام را بیان میکند مینویسد:
«پی کار رفتن، درس خواندن، در پاریس به کارهای بیهوده و تماشا نرفتن، لامذهب نشدن که لعنت خدا به لامذهب، ان شاءالله به کارهای ما برخورند آراسته برگردند» ( مرادیخلج، 1389: 48).
اسامی این پنج نفر از این قرار است :
حسینقلیآقا در علم سرکردگی پیاده و توپخانه، میرزا زکی در علم مهندسی، میرزارضا در علم پزشکی و معدن شناسی و نقاشی، میرزا یحیی پزشکی، محمدعلی آقا معدن شناسی، باروت سازی، ساعت سازی و بلورسازی (محبوبیاردکانی،1370: 1/190).
این عدهی پنج نفره تا سال 1264ق در شهر پاریس مشغول تحصیل بودند که بعد از انقلاب طبقاتی سال 1848م فرانسه و فوت محمدشاه مجبور به بازگشت شدند (همانجا). علاوه بر این پنج نفر، دو محصل دیگری به نام میرزا صادق در سال 1263ق برای تحصیل طب به انگلستان فرستاده شد و در همان سال محمدحسینخان افشار برای آموختن شیشهسازی و قندسازی به روسیه فرستاده شد (همان:195-194).
یک نکتهی جالب توجه اینکه در این دوره کسانی از روشنفکران نیز به خرج خود فرزندان خود را به اروپا میفرستادند. مانند: میرزا نبیخان قزوینی که دو پسر خود به نام میرزا حسینخان(سپهسالار) و میرزا یحییخان(مشیرالدوله) را به اروپا فرستاد. میرزایعقوبخان ارمنی نیز پسر خود میرزا ملکمخان را به مدت ده سال به پاریس فرستاد (همانجا).
به طور کلی، تحول آموزشی در این دوره هم تفاوت چشمگیری نداشت و مانند دورهی قبل بیشتر بر جنبهی نظامی آن تأکید داشت و همچنان تحول آموزشی از بالا به پایین بود. و در این دوره برای افزایشکیفیت ارتش، سیاست جذب مربیان نظامی و صنعتگران اروپایی دنبال شد. آموزش در این دوره به اقتباس گزیدهای از مهارتهای نظامی و عملی محدود میشود. و دانشجویان اعزامی فنآوری نظامی آموختند.

2-2-2-تحولات فرهنگی
در این دوره علاوه بر اعزام محصل به اروپا در زمینهی فرهنگی اقدامهایی صورت گرفت که به آنها اشاره میشود:
اولین روزنامهی ایران توسط میرزا صالح شیرازی در سال 1252 ق تأسیس شد که انعکاسی از محیط انگلستان در ایران بود، اما دوامی نیاورد و توسط میرزا آقاسی برچیده شد (آدمیت، 1348: 164). البته باید توجه داشت که آوردن چاپخانه و آشنایی عدهای به فن چاپ، سرآغاز انتشار روزنامه در ایران زمان محمدشاه شد.
علاوه بر انتشار روزنامه، پیدایش چاپ مصور هم در این زمان پیدا شد و اولین کتاب چاپی مصور که در ایران شناخته شده بود “لیلی و مجنون” است که در سال 1259ق در تبریز چاپ شد و در سال 1261ق کتاب “روضه المجاهدین مع
روف به مختارنامه” به چاپ مصور رسید و همچنین در سال1264ق کتاب “دیوان ترکی بغدادی” در شهر تبریز چاپ شد. (محبوبی اردکانی، 1370: 1/218 ) علاوه بر صنعت چاپ مصور، صنعت عکاسی نیز به ایرانآورده شد (آدمیت، 1348: 359).
در این دوره مدارسی به سبک اروپایی تأسیس شد. دو مدرسه از نخستین مدارس جدید به سبک اروپایی به وسیله کشیشان امریکایی و فرانسوی در ایران تأسیس و راه نفوذ معارف اروپایی در ایران بازتر شد. اولین مدرسه را کشیشی آمریکایی در شهر ارومیه در سال 1254ق تأسیس کرد و دومین مدرسه را اوژن بوره فرانسوی در سال 1255ق در تبریز تأسیس کرد. سبک تعلیم و پیشرفت این مدرسه چنان موثر بود که مهدعلیا، فرزند خود ناصرالدین میرزای ولیعهد را برای یاد گرفتن زبان فرانسه به این مدرسه فرستاد و محمدشاه نیز اجازه تأسیس مدرسهای نظیر مدرسهی بوره در جلفای اصفهان را برای اطفال مسلمان، کاتولیک و ارمنی صادر کرد (اردکانی، 1370: 1/241). با اینکه

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید