پایان نامه با واژگان کلیدی
تعلیم و تربیت، انقلاب مشروطه، نهادهای آموزشی، زنان دربار پایان نامه ها

ه و در کتاب خود به نقش زنان در انقلاب مشروطه پرداخته، اما در مورد آموزش و نهادهای آموزشی دختران در دوره قاجار اطلاعات چندانی در اختیار خواننده نمیگذارد
تاریخ مشروطه ایران: تالیف احمد کسروی تبریزی میباشد. این کتاب از جمله منابع جامع دربارهی انقلاب مشروطه و وقایع پس از آن است. مولف در این کتاب بیشتر به زادگاه خود، تبریز نظر داشته است. او از نقش زنان در انقلاب مشروطه، کیفیت آموزش آنان و نیز دخالت زنان در مسائلی چون قحطی نان سخن گفته است. در این اثر فقط خبر از تأسیس مدارس دخترانه را میدهد به صورت اختصاصی به موضوع آموزش دختران در دورهی قاجار نپرداخته است.
تاریخ ایران: این کتاب تالیف سرجانملکم میباشد. وی از سوی فرماندارکل هندوستان لردولزلی، به ایران اعزام میشود تا ایرانیها را علیه افغانها که دائم مرزهای شمال غربی هند را تهدید میکردند، تحریک کند. وی در سال1800م وارد ایران شد و به حضور فتحعلیشاه رسید. وی در بخشی از کتاب خود که تاریخ عمومی ایران است، به سلسلهی قاجار پرداخته است. وی در این قسمت ضمن بررسی حیات آغا محمدخان و فتحعلیشاه؛ به شرح عقاید، آداب و رسوم و شیوهی زندگی و تعلیم و تعلم مردم در شهرها و روستاها و ایالات نیز پرداخته است. در این اثر به وضعیت تعلیم و تربیت عمومی جامعهی قاجار پرداخته شده و اطلاعاتی در مورد تعلیم و تربیت دختران دراختیار خواننده نمیگذارد.
سفرنامهی مادام دیولافوا: مادام دیولافوا همسر مهندس مارسل دیولافوا، باستانشناس معروف فرانسوی است. او در سال 1884م همراه همسرش که برای انجام حفاریهای باستانشناسی به شوش میآمد، وارد ایران شد. مادام دیولافوا از هنگام حرکت از فرانسه تا موقع مراجعت به آنجا، وقایع روزانه سفر و نتیجه مشاهدات خود را یاداشت کرده و به صورت کتابی تحت عنوان«مسافرت دیولافوا در ایران و شوش و کلده» چاپ کرده است. وی در این کتاب ضمن معرفی ابنیه و بازار شهرهایی که در مسیر عبورشان قرار داشت، به شناساندن اوضاع اجتماعی مردم نیز علاقه نشان داده و از شیوهی زندگی زنان و دختران در حرامسرها، شهرها و روستاها و ایلات گزارشهایی ارائه میدهد، اما در مورد تعلیم و تربیت دختران درآن زمان اطلاعات اندکی ارائه میدهد.
خاطرات لیدیشیل: تألیف مریشیل همسر وزیر مختار انگلیس در ایران زمان ناصرالدینشاه میباشد. لیدیشیل از آنجا که با زنان درباری و رجال تماس بسیاری داشت، دراینکتاب اطلاعات مفیدی دربارهی زنان ارائه میدهد، اما این اثر به سوادآموزی زنان درباری به صورت کلی پرداخته و از آموزش و نهادهای آموزشی دختران در دورهی قاجار هیچ اطلاعات در اختیار خواننده نمیگذارد.

فصل دوم

تحولات آموزشی، فرهنگی و اجتماعی
از سلطنت فتحعلیشاه تا پایان سلطنت مظفرالدین شاه

2-1- تحولاتآموزشی،فرهنگی و اجتماعی در دورهی فتحعلیشاه:

سی و هشت سال سلطنت فتحعلیشاه (1250- 1212ق) همزمان بود با تحولات صنعتی و علمی جهان و این در صورتی بود که جامعهی ایران هنوز از چارچوب سنتهای ایلی عشیرهای خود بیرون نیامده بود با مظاهر تمدن جدید و پدیدههای نو آشنا نبود. از اواسط عهد سلطنت فتحعلیشاه به بعد بود که آشنایی ایرانیان با تمدن و فرهنگ اروپایی گسترش یافت و آمد و شد با اروپاییان و کشور همسایه بیشتر شد، ولی با این حال دولت مرکزی در جهل و غفلت و بیخبری به سر میبرد و تنها گروه کوچکی از کارگزاران دولت که در تبریز مستقر بودند، یعنی عباسمیرزا و فرماندهی قشون ایران و قائممقامها با آگاهی و تأثیرپذیری از تحولات در غرب و نوسازیها و اصلاحات در کشورهای مجاور یعنی مصر، عثمانی و روسیه به این نتیجه رسیدند که پیشرفتهای علمی و فنی در جنگ و سایر جنبههای زندگی سبب برتری اروپا به ایران شده و اگر ایران بخواهد به زندگی خود ادامه بدهد باید دست به یک سلسله اصلاحات و نوسازی بزند (حائری، 1381: 11).
فتحعلیشاه زمانی به حکومت رسید که نه تنها یک ساختار دولتی عدم تمرکز را به ارث برده بود، بلکه با چالشهای جدیدی نسبت به اقتدارش روبرو گشت. به دنبال سرنگونی دولت صفوی به دست افغانها، ایران وارد یک دوره هرج و مرج داخلی و فروپاشی اقتدار مرکزی شد که در طول قرن ادامه یافت. آغا محمدخان تا حدودی موفق شد اکثر ایالتهای دور افتادهی صفویه را وادار به اطاعت از حکومت مرکزی کند، اما با وجود این، ایالتهای مازندران،آذربایجان، خراسان و همچنین دولتخراجگذار گرجستان، در برابر دولت قاجار مقاومت میکرد. علاوه براین یک دورهی طولانی جنگهای جانشینی نیز در بسیاری از نواحی بر بازرگانی وکشاورزی تأثیر نامطلوب گذاشت و برخی از ایالتها نظیر آذربایجان را با کاهش جدی جمعیت روبرو ساخت و این کاهش رونق و آبادی، باعث نارضایتی عمومی شد و توان دولت را در جمعآوری مالیات کاهش داد. فتحعلیشاه با چنین وضعیتی قدرت را در دست گرفت. نخستین هدف او این بود که اولا: حاکمیت قاجار را بر تمام قلمروهایش تحکیم کند. و ثانیا : ساختارهای اداری مرکزی را به منظور گسترش حکومت مرکزی از نو برپا کند. در چنین موقعیت سیاسی، اقتصادی حساسی بود که فتحعلیشاه به دفعات عباسمیرزا نایبالسلطنه را برای سرکوب شورشهای محلی به مازندران و آذربایجان فرستاد. عباسمیرزا شهر تبریز را مرکز دائمی اقامت خویش قرار داد و کوشید دستگاه اداری و مرکزی را گسترش دهد و بر فناوری کشاورزی بی
فزاید؛ ولی در همان زمان با چالشی تازه به شکل پیشرویهای ارضی روسیه روبرو شد (رینگر، 1381: 28).
در طی دورهی اول جنگهای ایران و روسیه که از 1218تا 1228ق طول کشید، عباسمیرزا و میرزا بزرگ قائم مقام فراهانی به زودی دریافتند که با وسایل ساده و ناقص از کار افتاده که ایشان در اختیار دارند نمیتوان از عهده توپ و تفنگ و نظام روسیه برآیند به همین جهت با وجود عدم معرفت کامل به احوال اروپا و تمدن اروپایی و نداشتن خبره و متخصص و مترجم تا آنجا که میتوانستند کوشیدند. از جمله کارهایی که در این ضمن به تشویق عباسمیرزا و قائممقام صورت گرفت فرستادن یک عده محصل و کارگر و صنعتآموز بود به ممالک خارجه، برای آموختن رموز کار تمدن اروپایی و یاد گرفتن زبان آنها و فراگرفتن علوم و فنون که به کار نظام و ترقی صنعت بیاید (راوندی، 1354: 2/526).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه با موضوعمهندسی ارزش، شهرستان محلات، انتقال اطلاعات، تحلیل اطلاعات

2-1-1- تحولات آموزشی
توجه به آموزش به سبک اروپایی در این دوره توسط عباسمیرزا و وزیرش عیسیقائممقام فراهانی که در تبریز مستقر بودند صورت گرفت. آنها در نتیجه شکستهایی که از روسیه خورده بودند با تقلید آگاهانه از فرایند مشابه الگوی عثمانی یک سلسله اصلاحات نظامی تحت عنوان نظام جدید را آغازکردند. نظام جدید شامل آشنایی با فنون اروپا و روشهای مدرن تربیت سربازان میشد. همچنین وسیلهای بود برای آغاز برخی اقدامات دیگر نظیر ترجمهی کتابهای اروپایی، تأسیس چاپخانه و انتشار روزنامه و همین طور تلاش برای نظم بخشیدن به نظام مالیاتی. عباسمیرزا همچنین با اعزام تعدادی از ایرانیان برای تحصیل در اروپا گام بیسابقهای برداشت (رینگر،1381: 28).
ازجمله برنامههای اصلاحی عباسمیرزا بعد از آنکه کاستیهای موجود در کشور را بازشناسی کرده بود، آوردن معلمان و اساتید از فرانسه و انگلیس جهت تشکیل یک سازمان نظامی شبه مدرن بود. اعزام هیئت 70 نفری به ریاست گاردان برای اصلاح قشون ایران به سبک اروپایی و ساختن اسلحه و استحکامات و تهیه نقشه و…… گواه این ادعا است، اما با شکستهایی که قشون ایران از دولت روسیه خورده بود و عدم کارایی حضور هیئتهای خارجی، اعزام دانشجویان به اروپا جهت اخذ علوم و فنون جدید، در برنامهی اصلاحی بعدی عباس میرزا قرار گرفت.
انگیزهی اولیهی اعزام نخستین گروه از ایرانیان برای تحصیل در اروپا ناشی از تمایل دوجانبهی ناپلئون و فتحعلیشاه به تحکیم پیوندهای دیپلماتیکشان بود. ناپلئون دستور داد60 نفر جوان برای تحصیل به فرانسه اعزام شوند. عباسمیرزا از این فرصت استفاده کرد و با ژنرال گاردان به توافق رسید هرساله تعدادی محصل ایرانی به پاریس اعزام کند، اما این طرح هرگز به اجرا درنیامد، چرا که مناسبات فرانسه با ایران تیره شد، اما دوسال بعد پس از امضای پیمان دوستی بین ایران و بریتانیای کبیر در سال 1224ق شرط مشابهی برای تحصیل ایرانیان در اروپا بین عباسمیرزا و سرهارفورد جونسبریجس مورد توافق قرارگرفت. برخلاف توافق قبلی با فرانسه اینبار عباسمیرزا در مورد اعزام دانشجویان به خارج پیشقدم شد. بریتانیا نیز مایل بود با این درخواست همراهیکند و داوطلب شد که هزینهی سفر این دانشجویان را در انگلیس برعهده گیرد. مسولیت دانشجویان در انگلیس بر عهده سرگرد ماژورسوزرلند بود و وی تصمیم گرفته بود که علاوه بر علوم و ریاضیات، ادبیات انگلیسی نیز به آنها آموزش دهد به امید این که این کار آنها را ماموران سری بریتانیا کند ( محبوبیاردکانی، 1370: 1/125-122).
از سوی دیگر عباسمیرزا به هیچ وجه مایل نبود دانشجویان را به خارج بفرستد که تحت تأثیر فرهنگها و حکومتهای انگلیس و فرانسه قرار گیرند؛ بلکه میخواست آنها فنون تخصصی را فرا گیرند به همین جهت درسال 1226ق / 1190ش محمدکاظم و حاجیبابا افشار برای سفر به انگلیس و تحصیل نقاشی و پزشکی برگزیده شدند (رینگر، 1381: 41).
عباسمیرزا بار دیگر در سال 1230ق خواستار اعزام گروه ده نفری از دانشجویان ایرانی به انگلیس شد و سرهنگ دارسی پذیرفت که پنج نفر از آنها را تا انگلیس همراهی کند. پنج نفر ایرانی که برای سفر به انگلیس به همراه دارسی پذیرفته شدند عبارت بودند از: میرزاصالحشیرازی، میرزا سیدجعفر، میرزا محمدجعفر، میرزارضا و استاد محمدعلی. رشتههای تحصیلی و حرفههای بعدی این دانشجویان به ترتیب مهندسی، توپخانه، زبانهای اروپایی و علوم طبیعی و تفنگ سازی بود (همان: 42) اعزام دانشجو به خارج با بازگشت گروههای دانشجویان اعزامی از سالهای1226ق تا 1234ق پایان نیافت؛ بلکه عباسمیرزا در دوران زندگی خود چهار دانشجوی دیگر را به اروپا اعزام کرد که عبارت بودند از : حاجی عباسشیرازی که برای آموختن کاغذ سازی به پاریس فرستاده شد، میرزا جعفر تبریزی برای آموختن حرفه چاپ به مسکو اعزام شد، جعفر قلی بیگ افشار برای آموختن معدن شناسی به روسیه و بهرامخان را برای آموزش پزشکی به خارج فرستاد1(محبوبیاردکانی، 1370: 1/189-187) عباسمیرزا علاوه بر اعزام دانشجو به اروپا، کوشش کرد که مهاجران اروپایی را جذب کشور کند تا جریان مدرن سازی با سهولت بیشتری در داخل کشور انجام شود (نجمی، 1374: 343). در میان این گروههای اعزامی که از ایران رهسپار اروپا شدند متاعی که شاید نسبت به دورههای بعد موثرتر و مفیدتر بود تفنگسازی به سبک فرنگ، دستگاه چاپ، اولین روزنامهی فارسی، ترجمه کتب از زبانهای اروپایی، سفرنامهها، فن طبابت، تأسیس ادارهی پست و وزارت علوم و وزارت خارجه همراه خود آوردند (راوندی، 1354: 2/528).
تحول آموزشی که در این دوره صورت گرفت بیشتر بر جنبهی نظامی آن تاکید داشت و این تحول از بالا ب
ه پایین صورت گرفت.در این دوره دانشجویانی که به اروپا اعزام می شدند بیشتر بخاطر پیشرفتهای نظامی بود تا دیگر جنبههای اجتماعی، البته مهمترین وجه سودمند اعزام دانشجویان به اروپا از سوی عباسمیرزا علاوه بر مهارت‌های نظامی این دانشجویان و آشنایی با اروپا، فراهم آوردن زمینه‌های فرهنگی از جمله انتشارات در ایران بود که میرزا صالح شیرازی در این زمینه نقش عمدهای داشت، چرا که او در سال 1234ق یک دستگاه چاپ همراه خود به ایران آورد. پیش از آن چاپ در ایران وجود نداشت2 (رینگر،1381: 48) .

2-1-2-تحولات فرهنگی
اگرچه اصلاحات این دوره بیشتر بر نظامیگری استوار بود، اما به تدریج دستاوردهای فرهنگی غرب چون صنعت چاپ و کتاب که بستر مناسبی برای تغییرات فرهنگی در ایران به وجود آورد، مورد توجه عباسمیرزا قرارگرفت. وی مردی بود روشنفکر و هوادار فرهنگ نو، با پی بردن به اهمیت علوم جدید به این نکته واقف شده بود که صنعت چاپ و محصولات فرهنگی ناشی از آن میتواند زمینههای لازم برای تحقق آرمان و آرزوهای او را فراهم کند. بنابراین

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید