دانلود پایان نامه ارشد با موضوع
امام خمینی، نماز جماعت، جامعه اسلامی، طبیعت انسان پایان نامه ها

واقعی در میان ادیان ممکن است؛ چون در فضای پست‌مدرن که به‌هیچ معنایی اعتقادی نیست، گفتگو اساسا امکان ندارد. فرزین بانکی اصطلاح گفتمان مفتوجه را از سوره نصر587 برگرفته است. در این گفتمان به‌جای چندصدایی پسامدرن، دوباره گفتمان میان ادیان یا میانِ فرهنگ‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد. زبان این گفتمان متنبهانه، پرسشگرانه و فراخواننده است. در این گفتمان مفاهمه‌ای بدون تعیین و تحدید برآمده از این همانی‌های شخصی و جمعی صورت می‌گیرد. گفتمان مفتوحانه نه در داخل و نه در حد و مرز یک جامعه ارتباطی بلکه در قلمرو حائل جامعه‌های متلاقی صورت می‌پذیرد، اما با این‌حال مستلزم فرض پیشین جایگاه‌هاست؛ وجود دو منظر و جایگاه متفاوت شرط امکان‌یافتن چنین گفتمانی است. به‌عنوان مثال مادامی که یک مسلمان و مسیحی علاقمند و وابسته به مواضع کلامی و نگرش‌های خاص نداشته باشند، مجالی برای این نوع از گفتمان پیش نمی‌آید. در گفتمان مفتوح، گروش معنای خاص خود را دارد؛ در اینجا گروش «اذعان متأملانه بر حقیقت خویش توأم با این آمادگی است که منتقل شدن‌های تصاویر جهانی را پذیرا باشیم».588
در هر حال باید گفت که توصیه به گفت‌و گو پدیده‌ای جدید نیست. در قرآن کریم، سیره و سنت معصومین علیهم‌السلام آموزه‌های فراوانی در این‌خصوص وجود دارد که به چند مورد اشاره اکتفا می‌شود. خدای متعال در آیات 17 و 18 زمر آمده است: «بشارت بده به آن بندگان من که به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان».589 حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «نگاه کن به سخنی که گفته می‌شود و نگاه نکن به کسی که سخن می‌گوید»590 همچنین می‌فرماید: «هرکس از آرایء دیگران استقبال کند موضع‌های خطا را بهتر می‌شناسد.»591 روایاتی نیز که اخذ حکمت از مشرک592 و یا منافق593 را مجاز می‌شمارد این شبهه را رفع می‌کند که دایره گفت‌وگو محدود به جامعه مسلمانان باشد.
نه تنها اندیشه میان‌فرهنگی به‌معنایی که توضیح داده شد بلکه تجربه عملی چنین اندیشه‌ای بخشی از هویت اجتماعی مسلمانان به‌شمار می‌رود. تاریخ روابط مسلمانان با دیگران مملو از تجربیاتی از این سنخ است. به‌عنوان تجربه تاریخی می‌توان به ابوریحان بیرونی و امام موسی صدر اشاره کرد. ابوریحان محمدبن احمد بیرونی خوارزمی، نام مشهوری در تاریخ تمدن اسلامی و تمدن جهان است. اسم او را بنا به عادت با لقب «استاد» همراه می‌کنند و شاگردانش از او با عنوان استاذ الرئیس و استاذ الامام یاد کرده اند.594 بیرونی از دانشمند برجسته اوایل دوره غزنوی است. تمام کسانی که دروازه‌های ذهن خود را به روی دانش بیرونی با خواندن کتاب ماللهند گشوده‌اند، خود را ناگزیر در تمجید از شیوه، روش و منش او در برخورد با آداب و رسم هندیان دیده‌اند.595 پروفسور ت. کورویاناکی، در تمجید از بیرونی می‌نویسد: وی با احترام و بصیرت و کنجکاوی درباره عقاید و مذاهب هندوان تحقیق و تا حد امکان سعی کرد تا بی‌تعصبی و بی‌طرفی را حفظ کند. وی احساس برتری بر هندوان نکرد، زیرا هندوستان مورد تحقیر وی قرار نگرفته است بلکه در واقع مورد تحقیق و بررسی و احترام قرار گرفته است. بنابراین وقتی که وی عقاید و رسوم و آداب را که خلاف اسلام است مشاهده کرد، هندوان را سرزنش نکرد بلکه کوشش کرد تا به علل آن پی ببرد. 596 بخش عمده‌ای از تحسین صورت‌گرفته بیرونی به «دیگری»، ناشی از نگاه فرهنگی او به «دیگری» است که سبب می‌شود تعاملات میان‌فرهنگی مقدور و ممکن گردد. مهم این است که در نگاه ابوریحان به دیگری، نوعی گشودگی و استقبال یافت می‌شود. در مواجه با دیگری، گشودگی به روی غیر، شأنی بنیادی دارد.597 یکی از مهمترین جلوه‌ها و تعینات گشودگی، امکان استماع است. براین اساس، بیرونی که در بسیاری از علوم تخصص دارد از این ابا ندارد که دانشجویی برای علم و دانش هندی باشد: «و من از این مقاله مذکور تنها ورقی را خواندم اما بی‌تردید این مقاله مشتمل بر نفایسی از اصول علم اعداد است که خداوند توفیق دهد و روزی گرداند».598 نگاه فرهنگی بیرونی به هندوان سبب می‌شود که او هیچ‌گاه خود را در مرتبه‌ای فرادستانه نسبت به آن‌ها قرار ندهد و دانش خود را وسیله‌ای برای بسط قدرت سلطان محمود غزنوی که در معیت خود به هند وارد شده بود قرار ندهد. همانطور که تعامل امام موسی صدر در لبنان با پیروان ادیان مختلف از نمونه‌های روشن اندیشه و عمل میان‌فرهنگی است. امام موسی صدر در کلیسای کبوشیین بیروت شخنان خود را اینگونه آغاز می‌کند: «برای انسان گرد آمده‌ایم. انسانی که ادیان برای او آمده‌اند. ادیانی که یکی بودند و هر کدام ظهور دیگری را بشارت می‌داده است؛ و یک دیگر را تصدیق و تأیید می‌کردند و خداوند به وسیلۀ همین ادیان توده‌ها را از ظلمت به سوی نور هدایت و رهنمون می‌کرد.»599
مبانی این نوع تعامل را بایستی در حدیث شریف امام‌المتقین علی علیه‌السلام جستجو کرد که فرمود: مردم دو دسته‌اند، یا برادر اسلامی توهستند یا به هر حال انسانند.600 مناظره‌های تاریخی امام رضا علیه‌السلام با علمای ادیان مختلف، مصداق بارزی از گفتگوی میان‌فرهنگی در تاریخ است601 که بر مبنای اعطای حق پرسش و آزادی بیان، زمینه‌سازی برای طرح نظرات علمی مخالف، گفتگو بر اساس مقبولات طرف مقابل و مانند آن صورت می‌گرفته است.
از دریچه فقهی هم می‌توان به این بحث نگاه کرد. در فقه بحثی تحت عنوان تقیه مداراتی
شکل گرفته است602 ناظر به مصالح عالیه حفظ نظام و انسجام اجتماعی در جهان اسلام است.
شیخ حرّ عاملی در کتاب شریف وسائل‌الشیعه، بابی را با عنوان «باب وجوب عشره العامه بالتقیه» گشوده و در آن چهار روایت آورده است؛ از جمله آنها که مورد استدلال امام راحل بر تقیه مداراتی قرار گرفته، روایت هشام‌الکندی است که می‌گوید: «شنیدم امام صادق علیه‌السلام می‌فرمود: بپرهیزید از کاری که ما با آن کار سرزنش می‌شویم. همانا فرزند بد با کار بدش، پدر خویش را در معرض سرزنش قرار می‌دهد. نزد آنان که با شما قطع رابطه کرده‌اند، زینت (دوست) باشید نه بدخلق و دشمن. با آنها درمیان قبیله‌هایشان نماز بگزارید. مریضان آنها را عیادت کنید. در تشییع جنازه مردگانشان حضور یابید. آنان نباید در کارهای نیک بر شما پیشی بگیرند؛ زیرا شما نسبت به کارهای نیک سزاوارترید. سوگند به‌‌خدا، پروردگار به چیزی بهتر از خبأ پرستیده نشد. پرسیدند خبأ چیست؟ فرمود: تقیه».603 طبق این روایت که از نظر سند صحیح است، حضور در مجالس و مساجد و مدارا کردن و عیادت مریض‌ها و تشییع جنازه مردگان اهل سنت مطلوب ائمه علیهم‌السلام بوده و مورد تأکید آنها است، بر اساس این روایت مدارا کردن با اهل سنت و شرکت در مراسم عبادی ـ اخلاقی آنان، تقیه نامیده شده است. امام خمینی ره در مقام بیان دلالت این روایت می‌نویسد: «ظهور روایت، در مقامِ تشویق انجام عمل برطبق نظریات آنها و خواندن نماز در مساجد ایشان است و بی‌شک خواندن نماز در مساجد آنها مستلزم ترک برخی از اجزاء و یا شرایط و یا انجام برخی از موانع است با این وصف حضرت فرموده این عمل بهترین عبادت است و این عبادت دفع استبعاد و صحت عمل است». حضرت امام افزون بر این روایت، به روایت سوم همین باب نیز تمسک جسته‌اند. جز حضرت امام، بسیاری از فقهای دیگر نیز دلالتِ این روایت را بر تقیه مداراتی، دست‌کم در مورد روایت؛ یعنی شرکت در نمازهای جماعت آنان پذیرفته‌اند؛ از جمله آیت‌الله خویی با اینکه تقیه مداراتی را به‌عنوان یک قاعده کلّی در تمام ابواب فقه مورد خدشه قرار داده، پس از گزارش این روایت می‌نویسد: «از این روایت استفاده می‌شود حکمت تشریع تقیه در مورد شرکت در نماز جماعت و مانند آن، مبتنی بر ترس از ضرر نیست بلکه حکمت مداراکردن با آنان و رعایت مصلحت نوعیّه و اتّحاد کلام مسلمانان است، بی‌آنکه ترک شرکت در نماز جماعت ضرری را در پی داشته باشد؛ زیرا در آن روزگار یاران امام به «تشیّع» معروف بودند. بنابر این امر امام علیه‌السلام به شرکت در نماز آنان، به جهت شناخته‌نشدن اصحاب نبوده بلکه برای مؤدب‌شدن به اخلاق نیکو بوده تا با این رفتار، شیعه با اوصاف زیبا و دور از تعصب و عناد و لجاجت شناخته شوند و گفته شود خدا رحمت کند جعفر را که اصحاب خوبی تربیت کرده است»604
در اﺳﺘﻔﺘﺎء ﻛﻪ از امام خمینی ره ﺷﺪه، اﻗﺎﻣﻪ ﻧﻤـﺎز ﺟﻤـﺎﻋﺘﻲ ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ را ﻛﻪ ﻣﺤﺮﻣﺎﻧﻪ از ﻧﻤﺎز اﻫﻞ ﺳﻨﺖ در اﻳﺎم ﺣﺞ، ﺑﺮﮔﺰار ﮔﺮدد، اﺟﺎزه ﻧﺪاده اﺳﺖ. ﻋـﻴﻦ اﺳـﺘﻔﺘﺎء و ﭘﺎﺳﺦ اﻣﺎم اﻳﻦ اﺳﺖ: «ﺑﺴﻴﺎری از ﻣﺮدان و زﻧﺎن ﺑﻮاﺳﻄﻪ دوری ﻣﺴﺎﻓﺖ ﻳﺎ ﻧﺎﺗﻮاﻧﻲ ﻳﺎ ﺑـﺮای ﻛﺎرﻫـﺎی داﺧﻠـﻲ در ﻧﻤـﺎز ﺟﻤﺎﻋﺖ اﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﻤﻲ‌ﺷﻮﻧﺪ، ﺑﻪ‌ﻋﻼوه، ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ وﻗﺖ ﺑﺮای ﺗﺒﻠﻴﻎ ﻫﻤﺎن وﻗﺖ ﻧﻤـﺎز اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﺣﺠﺎج ﺟﻤﻊ ﻣﻲ‌ﺷﻮﻧﺪ و در ﺑﺎزار ﻫﻢ ﻣﺘﻔﺮق ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ ﺷﺪ ﺗﺎ ﻣﻮﺟﺐ اﻫﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﺟﻤﺎﻋﺖ اﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﮔﺮدد. آﻳﺎ ﺑﺎ اﻳﻦ ﻓﺮض ﺑﺮﮔﺰاری ﺟﻤﺎﻋﺖ را ﺑﺪون ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺗﻈﺎﻫﺮ اﺟﺎزه ﻣﻲ‌ﻓﺮﻣﺎﻳﻴﺪ؟ جواب: «ﺧﻼف ﺗﻘﻴﻪ ﺑﻪ‌ﻫﻴﭻ وﺟﻪ ﺟﺎﻳﺰ ﻧﻴﺴﺖ.»605
به‌طور خلاصه، تقیه در مفهوم شیعی خود که تعیین کننده الگوی رفتاری فرد شیعه با اهل سنت است، یکی از حکمت‌های تشریع آن را مدارا و چشم‌پوشی از تصلب بر مسائل اختلافی، تشکیل می‌دهد. فتوای آیت‌الله درباره مقدسات اهل سنت نمونه بارزی از تقیه مداراتی است.606 بدین ترتیب تقیه مدراتی یکی از راهکارهای انسجام اسلامی و یک راهبرد اساسی در جهت کاهش تنش‌های مذهبی در فقه شیعه است که نه از باب ترس از ضرر بلکه ناظر به مصلحت‌ها می‌باشد.
5-2- توحیدگرایی، مبنای تعاملات اجتماعی
بی‌شک اولین و بنیادی‌ترین اصل عقیدتی و ارزشی اسلام توحیدگرایی است. این نظریه در حقیقت بیانگر جهان‌بینی انسان مسلمان و هستی‌شناسی جامعه اسلامی است. اصل توحید که اصل بنیادین همه ادیان الهی است در دیدگاه اسلامی هم نظریه‌ای زیربنایی درباره انسان و جهان است و هم یک دکترین اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و ناظر به ابعاد گوناگون زندگی اجتماعی و تاریخی انسان. «توحید تنها نظریه‌ای فلسفی و ذهنی و غیر عملی نیست که به هیچ‌وجه کار به سیاه و سفید زندگی نداشته باشد… و در تعیین جهت‌گیری‌های انسان تلاش و عمل بایسته او دخالت نکند»؛607 بلکه دلالت‌های جهان‌شناختی و انسان‌شناختی و جامعه‌شناختی فراوانی دارد و به‌مثابه هسته مرکزی نظام معنایی اسلام و بیانگر و هدایت‌گر الگوی ارتباطات انسان با خود، خالق، خلق و خلقت است.
توحید در دلالت جهان‌شناختی‌اش به این معنی است که سلسله جنبان آفرینش، یکی است و همگان از یک مبدا و منشااند؛ همه اجزا یک مجموعه‌اند و کل جهان یک واحد است و دارای یک جهت‌گیری است؛608 به‌معنای هدفداری آفرینش و نظم محاسبه شده و وجود معنا و روح در فرد فرد اجزا آن نیز می‌باشد. چون دارای آفریننده و پدیدآورنده‌ائی حکیم است. پس ضرور
تا در اصل وجود آن حکمتی است و برای آن غایت وهدفی؛609 به‌معنای سر به فرمانی و اطاعت تکوینی همه اشیا و عناصر عالم در برابر خداست چون هیچ چیز و هیچ قانونی در این مجموعه خودسر و خود رای نیست قوانین هستی و هرآنچه در شعاع و به هدایت آن‌ها به تکاپوست سر در خط و گوش به فرمان خداست؛610 پس وجود قوانین تکوینی و طبیعی در سراسر این پهنه مستلزم و به معنای نفی حضور خدا و نفی ربوبیت و سر رشته داری او نیست.
توحید در دلالت انسان شناختی‌اش به‌معنای وحدت و یکسانی انسان‌ها در رابطه با خداست: او رب همه انسان‌هاست، هیچ‌کس از نقطه‌نظر طبیعت انسانی‌اش با او ارتباط ویژه و اختصاصی ندارد، هیچ‌کس با او خویشاوندی ندارد. خدای ملت یا قوم یا قبیله خاص نیست که دیگران را به طفیل آن‌ها و برابر آن‌ها و هم‌چون وسیله‌ای برای سروری آن‌ها آفریده باشد. همگان در برابر او یکسان‌اند اگر تمایزی هست از سوی سعی و کوششی است که هر کس می‌تواند در راه خیر و صلاح انسان‌ها و عمل به برنامه او مبذول کند.611 انسانیت عنصر واحدی است که در همه مصادیق این نوع به‌طور برابر ساری و جاری است انسان‌ها آفریده‌های خدایان گوناگون نیستند تا مایه‌های آفرینش آنان نیز متفاوت باشد و در نتیجه میان آنان مرزی غیرقابل عبور وجود داشته باشد. همه آفریده یک خدا و از یک منشااند؛612


دیدگاهتان را بنویسید