مطالعات کنترل شده با دارونما نشان داده اند که هیچ کدام از این درمان ها اثربخشی خوبی ندارند و نمی توان آنها را توصیه کرد. این روش ها مضر نیستند و می توانند در امتداد درمان های دارویی استفاده شوند.
2-4-14 درمان های آینده
کشف درمان های دارویی جدید بسیار دشوار به نظر می رسد، به ویژه اینکه درمان های حاضر با کورتیکواستروئیدها و ?_2- آگونیست ها در اکثر بیماران مؤثر است. در هر حال، گسترش درمان های جدید، برای بیمارانی که آسم مقاوم دارند و کورتیکواستروئیدهای سیستمیک برایشان بسیار مضر است، مورد نیاز می باشد. آنتاگونیست های مدیاتورهای خاص اثر بخشی ناچیزی (یا هیچ اثری) در آسم دارند (به غیر از آنتی لکوترین ها که آنها نیز اثربخشی نسبتاً ضعیفی دارند)، این نکته بیانگر این است که مدیاتورهای متعددی در آسم درگیر می باشند. آنتاگونیست های رسپتور کموکاین ها، به ویژه CCR3، در حال تولیدند و ممکن است اثر بخشی بیشتری داشته باشند.
درمان های ضد التهابی جدید که در حال توسعه بالینی هستند، شامل منع کننده های فسفودی استراز 4، NFKB، MAP P38 کیناز و فسفواینوزیتید – 3 کیناز می باشند. در هر حال به نظر می رسد، این داروها که بر مسیرهای انتقال پیام مشترک بسیاری از سلول ها اثر می گذارند، اثرات جانبی رنج آوری داشته باشند و این موضوع سبب می شود که استفاده آنها به صورت استنشاقی باشد. روش های مؤثرتر و مطمئن تر ایمونوتراپی، نظیر استفاده از قطعات پپتیدی سلولT بر ضد آلرژن ها، یا واکسیناسیون DNA، هنوز جای بحث دارد. تولیدات باکتریایی، نظیر اولیگونوکلئوتیدهای CPG که ایمنی زایی 1 T_Hها و یا Tسل های تنظیمی را تحریک می کنند، به تازگی در مرحله ارزیابی قرار گرفته اند.
2-4-15 کنترل آسم مزمن
هدف های متعددی در درمان مزمن در آسم مدنظر می باشند (جدول1). در بنا نهادن تشخیص استفاده از اسپیرومتری یا اندازه گیری PEF در منزل مهم می باشد. از محرک هایی که کنترل آسم را دشوار می کنند نظیر آلرژن ها یا مواد شغلی، باید اجتناب شود، در حالی که محرک هایی نظیر ورزش یا Fog که منجر به علایم گذرا می شوند، درمان های کنترلی بیشتری نیاز می شود.

OCS

LABA

LABA

LABA
ICS

با دوز بالا
ICS
با دوزبالا

ICS
با دوز پایین
ICS
با دوز پایین

آگونیست کوتاه اثر در مواقعی که برای رفع نشانه لازم است. ?_2

خیلی شدید پایدار شدید پایدار متوسط پایدار خفیف پایدار خفیف متناوب
شکل 1 . رویکرد قدم به قدم درمان آسم. برحسب شدت آسم و توانایی کنترل علائم، ICS، کورتیکواستروئید استنشاقی؛ LABA، ?_2 – آگونیست طولانی اثر؛ OCS کورتیکواستروئید خوراکی.
2-4-16درمان گام به گام
برای بیماران مبتلا به آسم خفیف یا ادواری، تنها داروی مورد نیاز یک ?_2- آگونیست کوتاه اثر است (شکل1). در هر حال، استفاده از یک درمان مسکن بیش از سه بار در هفته بیانگر نیاز به استفاده منظم از درمان کنترلی است. درمان انتخابی برای تمام بیماران استفاده از ICS، دو بار در روز می باشد. به طور معمول درمان با دوز متوسط [به طور مثالgµ 200 دو بار در روز بکلومتازون دی پروپیونات16 (BDP) یا مشابه آن] آغاز شده و در صورت کنترل شدن علایم، بعد از سه ماه دوز دارو کاهش داده می شود. اگر علایم کنترل نشده باشند، یک LABA هم باید به درمان افزوده شود. به طور معمول درمان به سوی استفاده از یک ترکیب استنشاقی تغییر جهت می دهد. دوز داروی کنترلی باید برحسب میزان نیاز به داروی استنشاقی نجات بخش تعیین شود. دوزهای پایین تئوفیلین یا آنتی لکوترین باید به عنوان یک درمان افزوده در نظر گرفته شود، ولی این داروها اثربخشی کمتری نسبت به LABA دارند. در بیماران مبتلا به آسم شدید، دوز پایین تئوفیلین خوراکی سودمند می باشد و هنگامی که تنگی غیرقابل بازگشت در مجاری هوایی وجود داشته باشد استفاده از یک آنتی کولینرژیک طولانی اثر نظیر تیوتروپیوم بروماید می تواند امتحان شود. اگر آسم با وجود حداکثر دوز توصیه شده درمان استنشاقی، کنترل نشد، بررسی کردن ظرفیت و نحوه درمان استنشاقی اهمیت می یابد. در این بیماران، حفظ درمان با یک کورتیکواستروئید خوراکی ممکن است مورد نیاز باشد، و باید از کمترین دوزی که باعث حفظ کنترل می شود، استفاده نمود. بعضی اوقات می توان از امالیزوماب در بیماران مبتلا به آسمی که وابسته به استروئید هستند و به خوبی کنترل نشده اند، استفاده کرد. هنگامی که آسم کنترل شده است، کم کردن آهسته دوز دارو جهت دستیابی به دوز اپتیمال برای کنترل علایم ضرورت دارد.
2-4-17 آموزش
بیماران مبتلا به آسم باید طریقه استفاده از داروهایشان و تفاوت بین داروهای مسکن و کنترل کننده را متوجه شوند. آموزش ممکن است ظرفیت پذیرش را به ویژه برای ICSها بالا ببرد. تمام بیماران باید برای استفاده صحیح از اسپری آموزش ببینند. به ویژه، بیماران باید سیر بدتر شدن بیماری و چگونگی درمان قدم به قدم را درک نمایند.
نوشتن برنامه عملکرد روزانه، تعداد موارد پذیرش بیمارستانی و مرگ و میر را در بالغین و کودکان کاهش داده است و به ویژه در بیماران مبتلا به بیماری ناپایدار که دوره هایی از تشدید دارند، توصیه می شود.

2-5 مرور مقالات مهم
مطالعات انجام شده در رابطه با شیوهای مقابله و به صورت خاص در بیماران آسمی را می توان در چند گروه بررسی کرد:
2-5-1 در گروه اول :بررسی های انجام شده در رابطه با شیو های مقابله در بیماران آسمی :
مطالعات متعددی وجود دارد که به بررسی سبک های مقابله ای در بیماران آسمی و ارتباط آن با پارامترهای متفاوت از جمله کیفیت زندگی ،شدت بیماری و سایر متغیرها در این بیماران پرداخته است. که از جمله این موارد می توان به مطالعه ی
1-Lewandowska K و همکارانش با عنوان
Style of coping with stress and emotional functioning in patients with asthma
اشاره کرد که به بررسی شیوه های مقابله با استرس و عملکرد عاطفی در بیماران باآسم پرداخته است که 100 بیمار آسمی در این مطالعه حضور داشتند و این محققین با پرسشنامه های Coping Inventory for Stressful Situations (CISS), UWIST Mood Adjective Check List (UMACL), and Asthma Control Test (ACT)
به جمع آوری اطلاعات پرداختند که در نهایت بر این نتیجه تاکید داشتند که سبک های مقابله ای نقش کلیدی در عملکرد عاطفی این بیماران دارند و این مسئله باید در برخورد بااین بیماران در نظر گرفته شود.(12)
2)در مطالعه ی Monique O. M. Van De Ven و همکاران که در سال 2003 در هلند با عنوان
The role of coping strategies in quality of life of adolescents with asthma

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع پایان نامه درموردشخص ثالث، ضمن عقد، طلاق

با هدف بررسی نقش سبک های مقابله در کیفیت زندگی بیماران آسمی انجام شد . محققین در جستجوی پاسخ این پرسش بودند که کدام سبک مقابله می تواند تآثیر عوامل استرس زا را بر کیفیت زندگی بیماران آسمی تعدیل کند. که بدین منظور در بین ماه های ژانویه تا می سال 2003 ، 533 نوجوان هلندی مبتلا به آسم پرسشنامه های ارزیابی سبک های مقابله، شدت علایم و کیفیت زندگی( بصورت کلی و مثبت) را تکمیل کردند. پس از پایان مطالعه مشخص شد که شدت علایم بیماری بطور مستقیم و غیر مستقیم بر کیفیت زندگی از طریق سبک های مقابله تآثیر دارد. سبک های مقابله ی: سبک زندگی منزوی و نگران بیماری بودن با کیفیت زندگی پایین تر(کلی) مرتبط بود. استفاده از سبک های مقابله زندگی منزوی ، ارزیابی مثبت و جستجوی اطلاعات با افزایش امتیاز در کیفیت زندگی (مثبت) مرتبط بود در حالی که سبک مقابله مخفی کردن بیماری با امتیاز پایین در سبک زندگی (مثبت) مرتبط بود.یافته های این مطالعه پیشنهاد می کند که سبک های مقابله اثرات علایم بیماری آسم را بر روی کیفیت زندگی نوجوانان مبتلا به آسم را تعدیل می کند.(13)
2-5-2 مطالعات انجام شده در رابطه با تاثیر اعتقادات(سبک های مقابله) مذهبی:
در این گروه نمونه های متفاوتی از بیماران مورد بررسی قرار گرفتند.که در رابطه با مطالعات انجام شده در بیماران مسلمان در جستجوی منابع معتبر منتشر شده نمونه های اندکی مشهود بود که به عنوان یک نمونه از آن می توان به

1- به مطالعه ی Ahmad F و همکاران که به بررسی معنویت و مذهب در روش های مقابله در زنان مسلمان مبتلا به سرطان سینه پیشرفته که در سال 2010 انجام شده است اشاره کرد.( 14)

2- در مطالعه ای که توسط Ethan Benoreو همکارانش در سال 2008با عنوان زیر در بیماران آسمی انجام شده بود.
An Initial Examination of Religious Coping in Children With Asthma
با هدف بررسی ارتباط بین سبک های مقابله مذهبی مثبت و منفی و میزان سازگاری در کودکان بستری به علت بیماری آسم انجام شد.به نتایج قابل توجهی دست یافتند به طوری که این محققین بیان کردند که سبک های مقابله مذهبی قادر به پیش بینی بیش از 50 درصد از میزان تطابق و سازگاری در بچه ها بوده است و در طی بستری و پیگیری بیماران سبک های مقابله ای منفی به صورت معنی داری با سازگاری ضعیف تر و افزایش میزان عصبیت (anxiety) کودکان در طی زمان همراه است.(15) مطالعه ی مشابهی در بیماران آسمی جوان ونوجوان نیز انجام شده است.

3-از جمله مطالعات بسیاری که در بیماری های متفاوت انجام شده است می توان به مطالعه ی Thun?(c)-Boyle IC و همکاران با عنوان: سبک های مقابله ی مذهبی در بیماران تشخیص داده شده با سرطان سینه اشاره کرد که 202 بیمار طی 12 ماه(قبل از جراحی ،سه و دوازده ماه بعد) مورد بررسی قرارگرفتند که از این میان 73% افراد از سبک های مقابله ی مثبت استفاده می کردند و 53% از کل بیماران در طی پیگیری سبک مورد استفاده خود را تغیر دادند(16)
4- در مطالعه ی Randy Hebert و همکارانش که با عنوان

Positive and Negative Religious Coping and Well-Being in Women with Breast Cancer
در زنان مبتلا به سرطان سینه انجام شده بود دریافتند که سبک های مقابله ای منفی با سلامت روانی پایین تری همراه است. (17)
5-در مطالعه ی Shawn M. Bediako و همکاران که در سال های 2006 و2007 با عنوان زیر در ایالات متحده انجام شده است
Religious coping and hospital admissions among adults with sickle cell disease
به بررسی ارتباط بین سبک های مقابله ی مذهبی و میزان بستری شدن بیماران با بیماری سیکل سل در بیمارستان پرداختند که در این مطالعه 93 بیمار از طریق پرسشنامه ی سبک های مقابله ی مذهبی(Brief RCOPE (Pargament et al. 1998 مورد ارزیابی قرار گرفتند و پرونده ی پزشکی بیماران موردارزیابی قرارگرفت و اطلاعات مربوط به بیماری و دفعات بستری بیماران مورد مقایسه قرار گرفت و پس از آنالیز داده ها به این نتیجه دست یافتند که بیماران با سبک مقابله ی مذهبی مثبت با دفعات بستری کمتری داشته اند و عکس این نتیجه در رابطه با بیمارانی که از سبک های مقابله ای منفی استفاده می کرند صادق بود. و با توجه به نتایج بررسی پیشنهاد کرده بودند که بررسی تاثیر اعتقادات(سبک های مقابله) مذهبی جزئی از بررسی های کلینیکی این گروه از بیماران در نظر گرفته شود.(18)

فصل سوم

روش اجرای تحقیق

3-1 نوع مطالعه :
مطالعه بصورت توصیفی-تحلیلی انجام می گیرد

3-2 جامعه پژوهش :
در این مطالعه 102 بیمار آسمی مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصصی بیماری های ریه مورد بررسی قرار گرفته

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید