منبع پایان نامه درباره
تصویرسازی، تصویرسازی ذهنی، ورزشکاران، سیستم عصبی پایان نامه ها

از دیگران میآموزند اما بعد از دو هفته تمرین میتوانند پیشرفت خود را احساس کنند. آنان بر اهمیت توانایی آرمیدن کامل و آرمیدن لحظهای تأکید میکنند. بنا به گزارش ویلیامز و هاریس ورزشکاران میتواننند با تنفس عمیق خود را از محیط جدا کنند، به اعصاب مرکزی فرصت دهند تا وضعیت جسمانی، ذهنی و هیجانی را بازسازی کند و پایه یادگیری آرمیدگی لحظهای باشد. آنان آرمیدگی لحظهای را ،توانایی آرمیدن سریع در زمانی کوتاه تعریف کردهاند. به نظر میرسد این نوع آرمیدگی نقش مهمی در آمادگی پیش از مسابقه ایفا نماید. در حالیکه آرمیدگی عمیق و طولانی برای کاهش استرس عمومی و کمک به بهبود جراحتها استفاده میشود. در کل ورزشکارانی که پیوسته از تمرین آرمیدگی استفاده میکنند، تمرکز بالاتری را نشان میدهند و به گونهی معناداری امتیازات بالای در پرسشنامههای روانشناسی کسب میکنند. همچنین به کمک واکنشهای آرمیدگی ورزشکار سریعتر میتواند مواد زائد ناشی از تمرینات جسمانی شدید را دفع کند و پس از یک جلسه تمرین و مسابقه بازگشت به حالت اولیهی سریعتری را فراهم میکند.
بهترین زمان برای آرمیدگی صبح بلافاصله پس از بیدار شدت از خواب و شب پیش از رفتن به رختخواب است. در این زمانها مغز به حالت آرمیدگی مطلوب نزدیکتر است (هاجز، 1385).
فلچر و هانتون77 (2001) معتقدند که استفاده از تکنیکهای آرمیدگی باعث کاهش اضطراب، بهبود عملکرد و افزایش اعتماد به نفس در ورزشکاران میشود.
2-2-2-4 نیرو بخشی
خیلی وقتها ورزشکاران پیش از مسابقه یا در حین آن با کم انگیختگی روبرویند، در این موارد فنون نیروبخشی در افزایش انگیختگی و عملکرد موفقیتآمیز بسیار مؤثرند (واعظ موسوی، 1386).
نیروبخشی یا تحریک (فعالسازی) 78 فرآیندی است که در آن افراد حالات فیزیولوژیکی و روانی خود را در موقعیتهای که نیاز به افزایش انرژی، انگیزش و تمرکز میباشد بالا میبرند (زایکوفسکی و تاکناکا 1993).
روشهای نیروبخشی که در گذشته بکار رفته شامل تنفس،حرکات کششی، استفاده از موسیقی، ویدئو، تصویرسازی نیروبخشی، اشارات کلامی نیروبخشی، هدفگزینی، تمرینات گرم کردن قبل از مسابقه و پیامهای دیداری بوده است (زایکوفسکی و تاکناکا، 1993؛ ویلیامز و هاریس، 2001). ورزشکاران با گرفتن انرژی از محیط (از جمعیت، حریف، هم تیمان، آفتاب، پرچم و سرود ملی) برانگیختگی خود میافزایند. زایکوفسکی و تاکناکا به ورزشکاران توصیه کردهاند که با تبدیل هیجانات منفی مانند خشم، ترس و نفرت به هیجانات مثبت یا اهداف مثبت عملکردی برانگیختگی خود بیافزایند.
2-2-3 مهارتهای شناختی
این مهارتها بستگی به فرآیندهای شناختی دارد که شامل: احساس، ادراک، یادگیری، حافظه، تفکر و تعقل میباشد ( دوراند بوش و همکاران، 2001).
2-2-3-1 تصویرسازی و تمرین ذهنی
هر فردی در زندگی خود کم و بیش از تجسم اعمال مختلف استفاده کرده و جزئی از ساعات شبانه روز را به تخیل گذرانده است. در ذهن خود به مسافرت میرود، کنار دوستان و آشنایان مدتی مینشیند، شاهد موفقیت خود در صحنههای مختلف زندگی میباشد. گاهی اوقات با فردی مشاجره میکند. همهی اینها جزئی از واقعیتهای زندگی است. بدون شک هر انسانی قبل از انجام یک کار، آن کار را به صورت کامل در ذهن خود تجسم نموده است. در ورزش نیز تجسم پیروزی یا انجام یک مهارت ورزشی همیشه در ذهن ورزشکار بوده است. چرا که برای ورزشکاران مهم است که از موقعیتی که در آن رقابت خواهند کرد، تصویر روشنی به وجود آورند و حرکت در آن موقعیت را احساس کنند.
در منابع روانشناسی واژههای تصویرسازی و تمرین ذهنی به صورت مترادف بهکار رفته اند. ولی محققان به تفکیک این دو واژه تأکید ورزیدهاند و تمرین ذهنی را چنین تعریف کردهاند: تمرین ذهنی(Mental practice) فرآیندی است که ورزشکار به شکل ذهنی یک مهارت جسمانی یا قسمتی از یک عملکرد ورزشی را بدون حرکت آشکار اندام و بدن مرور میکنند (مورفی و جودی، 1993).
تمرین ذهنی به عنوان یکی از روشهای بهبود اجرا در یادگیری حرکتی عنوان شده است (شوستر79، 2011) که نیاز به مربی، وسیله یا حریف ندارد، در هر جا و در هر زمانی قابل استفاده است (یوسفی و صالحیپور، 1380) و برای افزایش اعتماد به نفس، ایجاد آرامش روانی، طراحی راهبرد رقابت، آموزش و مرور مهارتها به کار میرود (شام وی80 و همکاران، 1995). از آنجاییکه تمرین ذهنی نیاز به مصرف انرژی کمتری نسبت به تکرار واقعی و فیزیکی حرکت، جهت کسب مهارت دارد میتواند مکمل تمرینات جسمانی و عملی قرار گیرد (جکسون81 و همکاران، 2001). تمرین ذهنی مشابه تمرین فیزیکی سبب پیشرفت مهارتهای حرکتی افراد میباشد (حمایت طلب، 1384).
تمرین ذهنی در مراحل اولیه یادگیری بیشترین تأثیر را دارد. در افراد ماهر، تمرین ذهنی به یک نسبت موجب بهبود یادگیری فعالیتهای شناختی و حرکتی میشود، در حالیکه در افراد مبتدی، اثرتمرین ذهنی بر روی یادگیری فعالیتهای شناختی بیشتر از فعالیتهای حرکتی است. محققان بر این باورند که افراد ماهر اجزای حرکات را یاد گرفتهاند و به همین دلیل با کاربرد تمرین ذهنی و بدون نیاز به بازخورد حسی یا استفاده از تمرین فیزیکی، میتوانند مهارت خود را افزایش دهند. ولی در افراد مبتدی، اجزای مهارت حرکتی هنوز کشف نشده و کدگذاریهایی که با تمرین ذهنی صورت میگیرد، برای راهنمایی حرکت کافی نیست. از این رو میتوان این تمرینات را به یک جلسه تمرینی اضافه کرد و از فراگیرندگان خواست تا بدون انجام مهارت، آنها را به طور ذهنی مرور کنند (حمایت طلب، 1384).
بل
ایر82 و همکارانش (1993) نشان دادند که بازیکنان ماهر و مبتدی فوتبال به یک اندازه از تمرینی ذهنی بهرهمند میشوند. به عبارت دیگر، سطح تبحر و مرحلهی یادگیری که فرد در آن قرار دارد، ارتباطی با میزان تأثیرگذاری تمرین ذهنی ندارد. رور83 و همکارانش (1999) گزارش کردند که ارتباط مثبتی بین تمرین ذهنی و عملکرد بدست آمده در والیبال و میزان شدت تصور حرکت وجود دارد (برای مثال فردی که دوره تمرین ذهنی بیشتری داشت، عملکرد بهتری نشان میداد). مندوزا و ویچمن84 (1978) دریافتند که آموزش پرتاب دارت از طریق تمرین ذهنی، اثرات برابری با آموزش، از طریق تمرین فیزیکی دارد. جنتیلی85 و همکارانش (2006) طی تحقیقی نشان داد که تمرین ذهنی یادگیری حرکتی را تسهیل میکند و باعث انتقال نسبی آن به کارهای مشابه میگردد.
تصویرسازی ذهنی (Mental imagery) یک مهارت روانی است و یکی از مؤلفههای اصلی آمادگی اجرایی برای هر ورزشکار به شمار میرود (ریلی86 وهمکاران 2003) همچنین شکلی از تمرین ذهنی محسوب میشود. مطابق با نظر مربیان، تصویرسازی ذهنی، مفیدترین مهارت روانی است که یک اجرا کننده میتواند از آن استفاده و بیش از هر روش دیگر برای بهبود عملکرد به کار گیرد (واینبرگ، 2008). از تصویرسازی ذهنی تعاریف گوناگونی شده است. به طور کلی، تصویرسازی ذهنی، یک بازنمایی ذهنی است که بدون نیاز به محرک خارجی روی میدهد و هیچ حرکت عضلانی واضحی صورت نمیگیرد، (هال87 و همکاران، 1990) فقط رمزگذاری نمادین اطلاعات به شکل تصویر را در ذهن را خواهیم داشت که با به کارگیری تمامی حواس انسان صورت میگیرد (ساداتی، 1387) ممکن است تصویرسازی ذهنی، یک خاطره، یک مکان و یا یک رویداد را بازنمایی کند . این یک تعریف کلی است که هم شامل تصویر ذهنی دیداری است و هم تصاویری که از طریق سایر حواس شکل میگیرد. تصویر ذهنی از یک ریشه لاتین به معنی تقلید مشق میشود و معادلهای آن عبارتاند از، مشابه، المثنی، بازنمایی و تجسم (استوپا، 1392).
اشمیت و لی88 (2005) بیان کرد تصویرسازی ذهنی روش مؤثری برای مرور مهارتهاست. این تمرین تقریباً در هر زمان انجامپذیر است و به هیچ وسیلهای نیاز ندارد. مگیل89(2004) فواید تصویرسازی ذهنی در یادگیری مهارت، بهبود آسیب دیدگی و آمادگی برای اجرای بهینه را مورد تأکید قرار داد. روانشناسان ورزش در تحقیقات متعدد به مقایسه گروههای که از ترکیب تصویرسازی ذهنی و تمرین بدنی استفاده کردند با گروههای که فقط تمرین بدنی داشتند دریافتند که تصویرسازی ذهنی نیز در یادگیری، اجرا، بهبود عملکرد، کاهش فشار روانی، افزایش ظرفیت تمرکز و شکلگیری اعتماد به نفس ورزشکاران مؤثر است (عبدلی، 1384). مک موریس90 (2005) اظهار کرد تصویرسازی ذهنی نیز مانند تمرین بدنی، باعث ایجاد مدلی از مهارت در سیستم عصبی مرکزی میشود، بنابراین یادگیری سیستم عصبی مرکزی در زمان فکر کردن در باره چیزی، کاملاً یا تقریباً شبیه وقتی است که واقعاً آن تکلیف انجام شده باشد.
پاویو91 (1985) در چهارچوب تئوریک خود بر نقش شناختی و انگیزشی تصویرسازی بر عملکرد و یادگیری مهارت حرکتی تأکید کرد. مارتین و همکاران92 (1999) در مدل مفهومی خود، کارکردهای شناختی و انگیزشی تصویزسازی را به چند نوع تقسیم کردند. تصویرسازی اختصاصی انگیزشی، که فرد از آن به منظور تجسم اهداف ویژه و رفتارهای هدفمند مانند پیروزی در یک مسابقه یا شادی پس از اجرای موفقیتآمیز استفاده میکند. تصویرسازی عمومی انگیزشی، که در آن تصویرسازی به دو بخش خبرگی، به جهت حفظ اعتماد به نفس و بخش انگیختگی، به جهت بالا بردن روحیه، تقسیم میشود. تصویرسازی اختصاصی شناختی روشی است که برای بالا بردن سطح مهارت استفاده میشود. و نهایتاً تصویرسازی عمومی شناختی، که در آن فرد به تصویرسازی راهبردهای تمرین و بازی می پردازد.
محققین میگویند ورزشکاران بزرگتر و با تجربه تر با درصد بالاتری تصویرسازی انگیزشی را به کار میبرند و در مقابل ورزشکاران جوانتر با درصد بالاتری تصویرسازی شناختی را استفاده میکنند و تمرکز بیشتری بر یادگیری و اجرای تکنیکها دارند. این که کدام تصویرسازی در ورزشکاران جوان یا بزرگسال مؤثرتر است مورد اتفاق نیست. همچنین ورزشکاران جوان بیشتر اهداف فردی خود را تصویرسازی میکنند و ورزشکاران با سن بالاتر تصویرسازی مرتبط با اهداف تیمی را بیش تر انجام می دهند (مونرو93 و همکاران، 2000 و 2007).
در خصوص تصویرسازی و اثرات آن نظریههای مختلفی وجود دارد:
نظریهی روانی – عصبی- عضلانی94: این نظریه ابتدا توسط ریچاردسون95 و استارت96 (1964) مطرح گردید و سپس توسط ریچاردسون در سال (1967) توسعه یافت. این نظریه برپایه اصل ایده حرکتی کارپنتر97 (1894) استوار است. او ادعا کرد که ” در طی تجسم حرکت، الگوهای مؤثر عصبی عضلانی همانند اجرای واقعی آن حرکت ایجاد میشود”. با این تفاوت که دامنه آن کمتراست به همین دلیل تصویرسازی یادگیری مهارتهای حرکتی را آسان میکند . این نظریه به برنامه ریزی عضلات برای انجام حرکت اشاره دارد.
نظریه یادگیری نمادین 98: یکی از ساز و کارهایی است که اثر تسهیل کننده تصویرسازی ذهنی را توجیه میکند. این نظریه توسط ساکت99 (1934) ارائه شده است. وی مدعی است که تصویرسازی ذهنی به ورزشکار اجازه میدهد تا حالتهای شناختی یا نمادین تکلیف ، راهکارهای تکلیف و ترتیب فضایی و زمانی مورد نیاز حرکت را تمرین کند. در این نظریه، یادگیری، ناشی از تصویرسازی ذهنی را با یادگیری شناختی مرتبط میداند و به درک الگوی حرکت اشاره دارد. در حقیقت تمرین ذهنی باعث کُد گذاری حرکات
مورد نیاز جهت انجام مهارت در مغز و خلق برنامه حرکتی در سیستم عصبی مرکزی میشود. با کُد گذاری حرکات در مغز اجرای مهارت حرکتی آسان میشود. اشمیت (1962) پشنهاد کرده است که تمرین ذهنی در طی مراحل اولیه یادگیری حرکتی مؤثرتر از زمانی است که فعالیت شناختی به مراحل بالاتری رسده باشد.
نظریه آمایه توجه – برانگیختگی 100یا آمادگی ذهنی: ارتباط فرآیندهای توجه با تصویرسازی ذهنی، یکی از دلایل پیشرفت عملکرد جسمانی در اثر تصویرسازی ذهنی است. هنگام تصویرسازی ذهنی، عصب دهی عضلانی اندکی اتفاق میافتد و ایجاد حداقل تنش به آمادگی عضلانی کمک میکند. در این روش تصویرسازی ذهنی میتواند آستانه حسی اجرا کننده را پایینتر آورده و اجرا را در انواع تکالیف تسهیل نماید. تصویرسازی جنبه های واقعی تکلیف، ظرفیت توجه باریک یا متمرکز را توسعه میدهد.
نظریه اطلاعات زیستی یا پردازش اطلاعات 101: براساس این نظریه، تصویرسازی سازماندهی

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید