محیط مناسب برای کارآفرینی سازمانی

اول، اینکه در ایجاد فضای کارآفرینی درون سازمانی عوامل مشخص و رهنمودهایی ویژه باید اعمال شوند. از آنجا که تحقیقات و توسعه ی منابع، کلید موفقیت در ایده های محصولات جدید است سازمان باید بر اساس برتری فناوری صنعتی کار کند و به جای خشکاندن ایده های نو آنها را تشویق و حمایت کند. مثل آنچه به دفعات در شرکت هایی که نیازمند منافع فوری برای سرمایه گذاری و حجم بالای فروش اند روی می دهد.

 دوم، اینکه تجربه یا همان آزمون و خطا مورد تشویق قرار می گیرد. معمولاً تولیدات یا خدمات جدید و موفق به شکل کامل و رشد یافته ظاهر نمی شوند، بلکه تکامل می یابند. سازمانی که می خواهد روح کارآفرینانه درون سازمانی ایجاد کند باید محیطی فراهم آورد که در آن اشتباه و ناکامی ها در راه توسعه و رشد تولیدات نوآورانه جدید مجاز شناخته شود اگرچه این مطلب با کار ایجاد شده و سیستم ترفیع سازمانی سنتی در تضاد است. سیستمی که در آن فرصت شکست در سازمان منظور نشده است در موارد نادری آن هم اگر باشد، فعالیت کارآفرینانه درون سازمانی شرکتی توسعه خواهد یافت. تقریباً هر کارآفرینی تجربه ی حداقل یک شکست را در راه ایجاد یک فعالیت کارآفرینانه موفق داشته است.

 سوم، اینکه سازمان باید مطمئن شود در راه آفرینش و توسعه ی کالای جدید هیچگونه مانع اولیه ای بر سر راه ایجاد فرصت وجود ندارد. اغلب در سازمان حوزه های گوناگونی مورد حمایت قرار می گیرند و تلاش هایی را که کارآفرینان بالقوه درون سازمانی برای ایجاد فعالیت های کارآفرینانه نوپا انجام می دهند ناکام می‌گذارند.

چهارم، اینکه منابع شرکت باید مهیا و سهل الوصول باشد. یک کارآفرین درون سازمانی می گفت: «اگر شرکت واقعاً می خواهد که من وقت، تلاش و ریسک های شغلی را برای ایجاد فعالیت کارآفرینانه نوپا صرف کنم، باید پول و منابع انسانی آن را نیز فراهم سازد». اغلب اوقات اندک بودجه ای فراهم می آید آن هم برای حل مشکلاتی که اثر آنی بر میزان سودآوری دارد نه برای خلق چیزی جدید. شرکت هایی مثل زیراکس و ای تی اند تی، با پی بردن به این مشکل حوزه هایی مجزا در سرمایه گذاری ایجاد کرده اند تا فعالیت های کارآفرینانه نوپای داخلی را تأمین مالی کنند.

 پنجم، اینکه روش چندگانه کار گروهی باید ترغیب شود. این روش آزاد همراه با مشارکت افراد مورد نیاز و صرف نظر از حوزه ی آن، نقطه مقابل ساختار سازمانی بنگاه نمادین است. ارزیابی انجام شده بر روی موارد فوق در کارآفرینی درون سازمانی مبین آن بود که یکی از موارد کلیدی در موفقیت وجود «کارهای مفتضح» است که افراد کلیدی درگیر آن می شوند. با توسعه ی کار گروهی مورد نظر در فعالیت کارآفرینانه نوپا مراتب پیچیده تر می شود؛ زیرا کار فراگیر در شرکت های سهامی ترفیع اعضای گروه به عملکرد کاری فرد در مقام و موقعیت فعلی بستگی دارد نه به مشارکتش در آفرینش فعالیت کارآفرینانه نوپا. فضای بنگاه علاوه بر تعقیب کار گروهی باید افقی بلند مدت برای ارزیابی موفقیت کل طرح و همچنین موفقیت هریک از فعالیت های کارآفرینانه ایجاد کند. اگر شرکتی مایل به سرمایه گذاری پولی با عدم تضمین بازگشت پولش مدت 5 تا 10 سال نباشد، نباید در جهت خلق فضای کارآفرینانه درون سازمانی تلاش کند.این شکیبایی در رسیدن به پول شبیه آینده نگری در سرمایه گذاری/ بازدهی است که سرمایه گذاران فعالیت های کارآفرینانه و دیگران هنگام سرمایه گذاری پر مخاطره در امور کارآفرینانه دارند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مدیریت بازاریابی خدمات

ششم، اینکه روح کارآفرینی درون سازمانی نباید بر اشخاص تحمیل شود بلکه باید داوطلبانه باشد. بین طرز تفکر سازمانی و تفکر کارآفرینانه درون سازمانی تفاوتی وجود دارد. این تفاوت ها در مورد افرادی است که در یک سر این زنجیره یا طرف دیگر آن بسیار بهتر عمل می کنند.

 هفتمین جنبه، سیستم پاداش است. کارآفرین درون سازمانی باید به طرز شایسته ای به خاطر همه انرژی ای که صرف کرده و تلاش ها و ریسکی که در جهت ایجاد فعالیت کارآفرینانه ی نوپا انجام داده مورد تقدیر قرار گیرد. این پاداش ها باید بر اساس نیل به اهداف اجرایی ایجاد شده استوار باشد. موقعیتی برابر در فعالیت کارآفرینانه ی نوپا یکی از بهترین روش ها برای انگیزه دادن و تحقق فعالیت و تلاش زیاد مورد نیاز جهت موفقیت است.

هشتم، اینکه فضای بنگاهی که همسو با کارآفرینی درون سازمانی است دارای بانیان و پشتیبانانی در سطح سازمانی است که هم فعالیت های خلاق و شکست های ناشی از آن را حمایت و پشتیبانی می کند و هم در برنامه ریزی انعطاف پذیر تا هدف و مسیرهای جدید را بر اساس آنچه نیاز است تدوین کنند. به گفته ی یکی از کارآفرینان درون سازمانی: « فعالیت کارآفرینانه جدید و اقتصادی برای آنکه موفق شود، کارآفرین درون سازمانی آن باید بتواند طرح و نقشه ی آنرا طبق خواسته اش تغییر دهد و نگران این نباشد که تا چه اندازه به اهداف از پیش مطرح شده نزدیک است. » (فیض بخش، تقی یاری، 1380)

برای ترویج کارآفرینی سازمانی باید شرایط مناسبی در درون سازمان وجود داشته باشد. عواملی که وسعت کارآفرینی را تحت تأثیر قرار می دهد جو یا محیط کارآفرینی نامیده می شود. (اسپلینگ[1]، 1998)

بین فرهنگ و جو سازمانی تفاوت هایی وجود دارد. فرهنگ یک سازمان شامل ارزش ها، اعتقادات، تاریخچه، سنت ها و غیره است که مبانی عمیق تر سازمان را منعکس می کند. فرهنگ دارای سابقه طولانی عمیقاً ریشه دار است و به کندی تغییر می کند. اما جو سازمانی بیانگر الگوهای متناوب رفتاری است که در محیط روزمره سازمان بوسیله افراد تجربه، درک و تفسیر می شود. چگونگی درک افراد از این رفتارها، طرز فکر، عملکرد و بهره وری آنها را تحت تأثیر قرار می دهد. دکتر گوران ایکوال[2] معتقد است که جو سازمانی، فرآیندهای یادگیری، انگیزش، رضایت شغلی، توانایی نوآوری و در نهایت کارآیی و بهره وری سازمانی را تحت تأثیر قرار می دهد. (ویلیامزویل[3]، 2002)

[1]. Spilling

[2]. Goran Ekval

[3]. Williamzuill

دسته‌ها: مقاله