ضرورت شناخت انسان

در آموزه های تمام ادیان الهی، شناخت انسان پس از خداشناسی بیشترین اهمیت را دارد، تا آنجایی که یکی از اهداف اساسی انبیاء توجه دادن انسان به خویشتن بوده است. بسیاری از مشکلات فرا روی انسان معاصر به دلیل همین غفلت از حقیقت خود و توجه بیش از حد به بعد غیر معنوی خویش است که علت اصلی آن را می توان در نادیده انگاشتن دین و آموزه های دینی جستجو کرد.

“سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق اولم یکف بربک انه علی کل شی ء شهید” (فصلت ،53):

به زودی نشانه های خود را در افق های گوناگون در دل هایشان بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد که او خود حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت خود شاهد هر چیزی است ؟

با عنایت به ایات نورانی قران کریم می توان دریافت که مهمترین مولفه برای شناخت ذات و فطرت انسان اینست که او دارای عقل و اندیشه و تفکری است که خداوند در وجود او قرار داده است،  لذا انسان به واسطه داشتن عقل است که در روی زمین و آسمانها اشرف مخلوقات شناسایی می شود. به واسطه داشتن عقل است که به انسان راه سعادت و شقاوت نموده شده است تا وی دست به انتخاب بزند و به واسطه داشتن عقل است که انسان در قیامت به واسطه اعمالش بازخواست می گردد.

همان طور که می بینید، در این مباحث نیز به بعد عقلانی انسان اشاره شده است. از سوی دیگر نیز در قرآن آمده است که : “لا یکلّف الله نفساً الّا وسعها” (بقره ، 286)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   همه چیز برای برگزاری یک مراسم عروسی عالی

خداوند هیچ کس را جزبه اندازه توانایی اش مکلف نمی سازد.

با اشاره به این آیه می توان چنین گفت انسان قادر است و توانایی دارد که در برابر میلهای درونی خود ایستادگی کند و فرمان آنها را اجرا نکند. این توانایی را انسان به حکم یک نیروی دیگر دارد که از آن به “اراده” تعبیر می شود. اراده به نوبه خود تحت فرمان عقل است؛ یعنی عقل تشخیص می دهد و اراده انجام می دهد. بر همین اساس انسان از آنجا که به نیروی عقل و اراده مجهز است قادر است در مقابل میلها مقاومت و ایستادگی کند و خود را از تحت تأثیر نفوذ جبری آنها آزاد نماید و بر همه میلها حکومت کند. انسان می تواند همه میلها را تحت فرمان عقل قرار دهد و برای آنها جیره بندی کند و به هیچ میلی بیش از میزان تعیین شده ندهد و بدین وسیله آزادی معنوی را که با ارزش ترین نوع آزادی است کسب نماید. انسان به واسطه عقل و اراده است که “مالک خویشتن” می شود و شخصیتش استحکام می یابد. ( مطهری، 1375)‌

دسته‌ها: مقاله