زمان چیست؟

 

زمان یک مفهوم تجربی نیست که به طریقی از یک تجربه منتج شده باشد. اگر تصور زمان مقدم قرار نگیرد، هم زمانی و توالی زمان نیز به ادراک در نمی‌آید زمان ایده‌ای حیاتی است که اساس تمام ادراکات انسان است. انسان نمی‌تواند در رابطه با پدیده‌ها خود زمان را نادیده بگیرد. گرچه به خوبی می‌تواند پدیده‌ها را از زمان جدا کند (پوپل[1]،1940).

 

تعریف نیوتون از زمان

تعریف نیوتون از زمان حدود سیصد سال پیش ارائه شده است. از نظر او دو نوع زمان وجود دارد: زمان مطلق و زمان ذهنی.

زمان مطلق، واقعی و یا ریاضی ذاتاً، بنا به ماهیت خود، بدون ارتباط با همه چیز خارجی به آرامی جریان می یابد.

زمان ذهنی، نسبی، ظاهری و عادی نوعی اندازه‌گیری حسی و بیرونی (هم دقیق و هم متغیر) طول زمان به وسیله حرکت است.

 

هنگامی که زمان مطلق به طور یکنواخت جریان می‌یابد، زمان ذهنی فقط اندازه‌گیری این زمان مطلق می‌باشد که توسط اندام‌های حسی از اشیای در حال حرکت به ما انتقال می‌یابد، می‌توان نتیجه گرفت که زمان ذهنی به طور یکنواخت جریان می‌یابد، زیرا خود را با زمان مطلق منطبق می‌کند. بر اساس این نظریه نیوتن و افراد دیگری که این نظریه را قبول کرده‌اند، زمان مطلق مقدم است و زمان ذهنی ثانویه (پوپل، 1940).

 

    زمان از نظر ابن‌سینا

زمان دارای یک جنبه درونی و کیفی است و بدین دلیل سنجش و تعیین آن از مکان مشکل‌تر است. در حالیکه می‌توان مکان را با هر واحد انتخاب شده‌ای اندازه‌گیری کرد، انسان دارای هیچ‌گونه نیرویی که بتواند همین امر را در مورد زمان انجام دهد نیست. بلکه سنجش زمان بستگی به حرکت دارد و در واقع زمان همان مقدار حرکت است. زمان کاملا بستگی به تغییر و حرکت دارد و اگر حرکت نباشد زمان نیز نخواهد بود. اگر فساد ، حرکت و تغییر و تحول نبود تقدم و تاخر بین حوادث و موجودات از بین می رفت و زمان دیگر وجود نمی‌داشت. زمان بنظر شیخ و با پیروی از ارسطو کمّی و متصل هست. دلیل وجود زمان در مشاهده حرکت دو شی است که از یک نقطه آغاز شده لکن یکی از دیگری عقب می‌افتد. زمان از حرکت فلکی سرچشمه می‌گیرد (نصر، 1342).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تعریف عملکرد وارزیابی آن از دیدگاهای مختلف

 

تحت تاثیر مفهوم فلسفی زمان، روانشناسان در ابتدا پیشنهاد کردند که زمان بعد اولیه نیست که به طور مستقیم درک شود بلکه آن از هماهنگی حرکت در فضا ایجاد می‌شود.(درویت ولت به نقل از پیاژه، 2012).

 

تعاریفی گوناگونی توسط فیلسوفان، فیزیکدانان و یا متفکران رشته‌های دیگر درباره زمان در طول تاریخ ارائه شده است. قدیس اگوستینوس در کتاب اعترافات خود می نویسد: «پس زمان چیست؟» اگر کسی در مورد آن از من سوال نکند، جواب آن را می‌دانم، ولی اگر بخواهم برای فردی که چنین سوالی را مطرح کرده، آن را توضیح بدهم، جواب آن را نمی‌دانم. پس بهتر است سوال در مورد چیستی زمان کنار گذارده شود زیرا هر یک از ما بدون اینکه لازم به صحبتی در مورد آن باشد، می‌داند که موضوع چیست، بهتر است توجه خود را روی سوال دیگری متمرکز نماییم: «چگونه انسان به مفهوم زمان دست می‌یابد؟» برای پاسخ به این سوال یک طبقه‌بندی سلسله مراتبی از تجربه زمان ارائه گردیده است. سلسله مراتب این خصوصیت را دارد که هر مرحله بالاتر یک مرحله پایین‌تر را در برمی‌گیرد و در مرحله بالاتر یک امر جدیدی اضافه می‌شود. سلسله مراتب تجربه انسان از زمان توسط پدیده‌های اولیه زیر مشخص شده است. تجربه همزمانی در مقابل ناهمزمانی، تجربه توالی یا ترتیب زمانی، تجربه زمان حال یا تجربه این لحظه و تجربه طول زمان (پوپل،1940). در طول دهه‌های گذشته، روانشناسان برای قضاوت و ارزیابی جنبه‌های مختلف  زمان روانشناختی مانند همزمانی[2]، توالی زمانی[3]، ترتیب زمانی[4] و طول زمان، توانایی‌های ذهن انسان را بررسی کرده‌اند. از میان این چهار فرآیند،  ارزیابی طول زمان بیشترین ارزش بقا را در طول تکامل داشته است (زاکای[5] به نقل از اختیاری، 1382).

 

[1]– Poppel

[2] -simultaneity

[3] -successiveness

[4]– temporal order

[5] -zakay

دسته‌ها: مقاله