پروتئین کل دانه را کاهش داد. افزایش مقدار کود نیتروژن بیش از 140 کیلوگرم در هکتار به طور معنی داری کارایی مصرف آب، عملکرد دانه، محتوی پروتئین دانه و عملکرد پروتئین کل را افزایش داد در حالی که ظرفیت برای جذب نیتروژن کاهش یافت. نتیجه گیری شد که عملکردهای دانه می تواند با کاربرد 140- 100 کیلوگرم نیتروژن در هکتار با آبیاری تکمیلی بین مراحل ظهور سنبله و رسیدگی بهبود یابد.
مطالعه ای دو ساله به منظور مشخص کردن پاسخهای گندم به رژیم های آبیاری فصلی مختلف که از 300 تاmm 600 آب بکاربرده شده در نواحی گرمسیری انجام شد. عملکرد دانه و تمام اجزای اولیه عملکرد درپاسخ به آبیاری در دو سال به صورت خطی افزایش یافت مصرف آب معمولاً به صورت خطی با آبیاری فصلی و نیتروژن به کار برده شده افزایش می یابد. با سطوح رو به افزایش N در تمام رژیم های آبیاری هر دو سال، پاسخ درجه 2 در عملکرد دانه و تعداد دانه مشاهده شد. عملکرد دانه و اجزاء آن در میزان های بالاتر نیتروژن بیشتر بود. سنبله ها با کمبود آب کاهش یافتند. در دانه های سنبله که کمبود آب این مؤلفه را در پاینترین و بالاترین میزان های نیتروژن کم کرده است،کاهش مشابهی اتفاق می افتد. کمبود آب بیش از دو سال وزن دانه ها را در پاینترین و بالاترین میزان های نیتروژن کاهش داد. این مطالعه نشان داد که آبیاری بهینه و منبع نیتروژن در یک محیط ساحلی می توانند عملکرد اقتصادی دانه را ایجاد و بازده اقتصادی تولید گندم را افزایش و به حداکثر برسانند. میزان نیتروژن باید با آب آبیاری موجود برای افزایش کارایی مصرف آب و به حداکثر رساندن سودها هماهنگ و سازگار شود (پاندی و همکاران، 2001).
در یک آزمایش گلخانه ای انتقال نیتروژن در شش رقم گندم در دو سطح نیتروژن و در دو شرایط تنش خشکی و عدم تنش خشکی بعد از مرحله گلدهی مورد بررسی قرار گرفت. علی رغم تفاوت بین ارقام در انتقال نیتروژن به دانه، این صفت همبستگی بالایی را با مقدار عملکرد دانه نشان نداد. از طرفی نتایج نشان داد که تنش خشکی عملکرد دانه را در سطح نیتروژن زیاد، نسبت به سطح کم نیتروژن، بیشتر کاهش می دهد و تاثیر چندانی نیز روی وزن هزار دانه و مقدار پروتئین آن ندارد. لذا در شرایط دیم عدم تنش خشکی پس از مرحله گلدهی، واکنش عملکرد دانه نسبت به نیتروژن افزایش می یابد. بطورکلی مصرف کود نیتروژنه برای ارقام گندم باید با توجه به شرایط محیطی بویژه مقدار آب موجود و اعمال صحیح عملیات زراعی انجام شود تا باعث کاهش اثر تنش خشکی در دوره پر شدن دانه گردد (فتحی، 1384).
بین مصرف نیتروژن و تنش رطوبتی در تولید محصول تعرض وجود دارد بطوری که حداکثر بیوماس و عملکرد دانه با افزایش شاخص سطح برگ، افزایش دوام سطح برگ و باز شدن بیشتر روزنه ها بدست می آید که این ویژگی ها نیز در نتیجه مصرف بیشتر نیتروژن حاصل می شود ولی تحت شرایط تنش خشکی سطح دوام برگ کمتر و بسته بودن روزنه ها برای کاهش تعرق مطلوبتر است (کوپر45 و همکاران، 1987). رایدنباخ‌46 و هورت47 (1997) در ذرت رابطه مثبت معنی‌داری را بین جذب آب و جذب نیترات در طی سیکل کامل زندگی گیاه گزارش دادند، ولی مشاهده نمودند که با افزایش سن گیاه، میزان وابستگی جذب نیترات به جذب آب افزایش می‌یابد. حال به نظر می رسد با توجه به اینکه در شرایط خشک و نیمه خشک، تنش خشکی به وفور در گیاهان زراعی دیده می‌شود (در غلات پائیزه بیشتر در مراحل پایانی دوره رشد گیاه)، لذا اثر تنش آب، گذشته از اثرات مستقیم آن در پروسه‌های متابولیکی گیاه، جذب عناصرغذایی، بویژه جذب نیتروژن از خاک را نیز کاهش می‌دهد.
تحت شرایط تنش کمبود آب و یا تنش کمبود نیتروژن، فعالیت های مختلف گیاه بطور موازی یا سری تحت تأثیر کمبود میزان آسیمیلات در گیاه قرار می‌گیرد (آندراد48 و همکاران، 2002) پیپلز49 و گیفورد50 (1997) مطرح نمودند که در بسیاری از گیاهان زراعی در شرایط خشک، به دلیل محدودیت جذب نیتروژن در اثر تنش آب و یا به دلیل تخلیه نیتروژن قابل دسترس خاک، میزان نیتروژن موجود در گیاه، طی مراحل اولیه فاز زایشی به حداکثر میزان خود می‌رسد. بنابراین، با مسن شدن گیاه حتی در شرایط بدون تنش، جذب نیتروژن کاهش می‌یابد نتایج مطالعات درگیاهان زراعی مختلفی مانند جو (کومار و آوال51، 1991) گندم (کومار و همکاران، 1995 ) ؛ و لوبیا (داهاتند52 و نالوموار53، 1996) نشان داده است که افزایش همزمان رطوبت خاک و نیتروژن منجر به افزایش عملکرد دانه می‌گردد. از طرف دیگر، اگر در یک سطح ثابت نیتروژن، رطوبت خاک افرایش یابد؛ عملکرد افزایش می‌یابد و نیز در یک سطح ثابت رطوبت خاک – رطوبت کم و یا رطوبت بالای خاک- افزایش نیتروژن خاک، منجر به افزایش عملکرد می‌شود؛ ولی شیب افزایش عملکرد به ازای هر واحد مصرف بیشتر نیتروژن، زیادتر از افزایش هر واحد آبیاری است. از مجموع این گزارشات چنین نتیجه می‌شود که در هر حال، چه تنش رطوبتی وجود داشته باشد و چه تنش رطوبتی وجود نداشته باشد، مصرف بیشتر نیتروژن (غلظت بیشتر نیتروژن) در خاک، منجر به افزایش جذب نیتروژن و افزایش عملکرد می‌شود؛ هر چند که در سطوح بالای مصرف نیتروژن، شیب افزایش عملکرد در سطوح بالای رطوبت خاک بیشتر از سطوح پایین رطوبت خاک است.
لوپز بلایدو54 (2001) طی آزمایشات چندین ساله نشان داد که واکنش گندم به مقادیر کودی نیتروژن در سالهای خشک (با بارندگی کمتر از mm 450 در فصل کشت) کم بود یا اصلاً وجود نداشت. با این حال در سالهایی که بارندگی بالاتر از mm500 بود، به مقادیر کودی بالا عکس العمل مثبت نشان داد اما میزان این عکس العمل، به تناوب زراعی، تیپ خاک، متدهای شخم و غیره وابستگی نشان می دهد. همچنین ویدفیلد55 و همکاران (1989) نشان دادند که در شرایط دیم کارایی جذب نیتروژن در گندم پایین بود و بین 42/0-13/0 قرار داشت ولی آبیاری باعث افزایش کارایی جذب نیتروژن به طور متوسط به میزان 5/0 و حداکثر به میزان 73/0 گردید.
کوچکی و همکاران (1367) بیان می کنند که در یک ژنوتیپ گندم در شرایط دیم و تنش خشکی بیش از 80 درصد نیتروژن برداشت شده از طریق دانه، قبل از مرحله گرده افشانی گیاه جذب می گردد چراکه در گیاهان زراعی حتی در صورت مصرف بالای کود نیتروژن در زمان کاشت بازهم جذب نیتروژن تا مرحله خوشه دهی متوقف می شود.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد درباره گروه کنترل، قلب و عروق

3-2- اثر سالیسیلیک اسید بر گیاهان تحت تنش
به طور کلی هورمون ها نقش مهمی در تعیین پاسخ رشد گیاه در برابر تغییرات محیطی دارند. همچنین هورمون ها در تنظیم رشد ساقه و ریشه در شرایط خشکی اهمیت ویژه ای دارا می باشند، تأثیر خشکی بر اجزای عملکرد به مقدار زیادی به مصادف شدن زمان تنش با زمان توسعه بخشی از گیاه که به عنوان عملکرد اقتصادی مصرف می شود، بستگی دارد. به طور معمول، می توان گفت که یک اندام گیاه در مرحله رشد و نمو سریع خود بیشترین حساسیت را به تنش دارد. اسلاتیر56 (1973) اثر تنش آبی بر نمو گل آذین، لقاح و پر شدن دانه را در غلات بررسی کرد. اگر چه او نشان داد که تنش آبی در خلال نمو گل آذین تعداد آغازه ها و توسعه آن ها به گلچه های بارور را کاهش داد، اما اشاره ای به این موضوع نکرد که تنش رطوبت قبل از ظهور سنبله به طور قابل توجهی می تواند تعداد سنبله هایی را که ظاهر می شوند کاهش دهد (میری،1384). سالیسیلیک اسید مقاومت گیاهان را افزایش می دهد (جیمز57 و همکاران،1998)، اثر علفکشی دارد (شیتیل و بالک58،1983) ریزش برگ را کاهش می دهد (فرارس59 و همکاران،1996) همچنین باعث افزایش مقاومت در برابر عوامل بیماری زا می شود (سالیسبری60 و رز،1992) مانع ساخت اتیلن می شود (رومانی61 و همکاران،1989؛هانگ62 و همکاران،1993) و کیفیت پروتئین را نیز تغییر می دهد (جانگ63 و همکاران،1993) سالیسیلیک اسید و ترکیبات شبیه فنولیک مقاومت گیاهان را در مقابل تنش ها افزایش می دهد (برگمن64 و همکاران،1994 ؛ اگنس65 و همکاران،2005) بوسیله تغییر اثرات اسید آبسیزیک (آپت و لالوریا66،1982) و سایتوکنین (رای67 و همکاران،1983).
سالیسیلیک اسید یا اورتو هیدروکسی بنزوئیک اسید(SA) و ترکیبات مربوطه به یک گروهی از ترکیبات فنلی تعلق دارند (ال تایب،2005). سالیسیلیک اسید بوسیله سلول های ریشه تولید می شود و نقش محوری در تنظیم فرایند های فیزیولوژیکی مختلف مثل رشد، تکامل گیاه، جذب یون، فتوسنتز و جوانه زنی ایفا می کند. یکی از مشتقات سالیسیلیک اسید، استیل سالیسیلیک اسید می باشد که پس از جذب سریعا به سالیسیلیک اسید تبدیل می شود (ال تایب،2005 ؛ پوپووا و همکاران،1997 ؛ راسکین،1992) میکروارگانیسمهای مختلف، سالیسیلیک اسید را از مسیر کوریزومیک اسید که یک حد وسط مهم مسیر شیکیمیک اسید است، سنتز و به بیرون ترشح می کنند. مقدار زیادی از سالیسیک اسید در نمونه های خاک برداشته شده از ریزوسفر ذرت و لوبیا گزارش شده است (ال تایب،2005). بالک و هارپر در سال 1981 در تحقیقی بر روی بافتهای ریشه جوی دوسر گزارش دادند که میزان مهار کنندگی سالیسیلیک اسید به غلظت SA و pH وابسته است. زیرا جذب سالیسیلیک اسید تحت تأثیر pH خاصیت مهارکنندگی سالیسیلیک اسید افزایش می یابد. سالیسیلیک اسید تولید شده توسط گیاهان اثر آللوپاتیک بر روی گیاهان اعمال می نماید. همچنین سالیسیلیک اسید اثر مهارکنندگی روی بیوسنتز اتیلن دارد که این اثر نیز به pH محیط عمل وابسته است (ال تایب،2005 و راسکین، 1992). عواملی مثل (کنترل ژنی، اندازه دانه، پوست دانه، زیست پذیری، کشت و کار عمیق، رطوبت خاک، غلظت اکسیژن و دما)، جوانه زنی و ظهور گیاهچه را تحت تأثیر قرار می دهند (راجاسکاران و همکاران،2002). همچنین درجه حرارت پائین خاک، رطوبت پائین و پوسته از عواملی هستند که جوانه زنی، ظهور و توان گیاهچه ها را کاهش می دهند (راجاسکاران و همکاران،2002). سنارانتا68 در سال 2000 بیان کردند که سالیسیلیک اسید یک مولکول علامتی2 مهم برای بروز پاسخهای گیاهان در برابر تنشهای محیطی است. کات و کلسیگ (1992) نشان دادند که سالیسیلیک اسید در جوانه زنی نقش دارد و سپس راجاسکاران (2002) و شکیرووا (2003) نشان دادند که کاربرد خارجی سالیسیلیک اسید باعث تحریک جوانه زنی می شود و بالاخره ، ال تایب (2005) به اثر تحریک کنندگی سالیسیلیک اسید بر جوانه زنی بذر جو پی برد (ال تایب،2005). در مقایسه ای که بر تیپ وحشی و جهش یافته آرابیدوپسیس (Arabidopsis) انجام گرفت، سالیسیلیک اسید را بعنوان بر طرف کننده آسیبهای اکسیداتیو در طی جوانه زنی بذر معرفی کردند (متوالی و همکاران،2003). در آزمایشی نتایج آنالیز واریانس داده های حاصل از اثر متقابل سالیسیلیک اسید و تنش خشکی نشان می دهد که در هیچکدام از موارد ذکر شده معنی دار نیست. نتایج آنالیز واریانس داده های حاصل از اثر متقابل سالیسیلیک اسید و اتیلن نشان می دهد که اثر متقابل سالیسیلیک اسید و اتیلن بر میانگین جوانه زنی در روز و درصد جوانه زنی معنی دار است (مظاهری و کلانتری،1385).
میکروارگانیسمهای مختلف سالیسیلیک اسید را از مسیر کوریزومیک اسید که یک حد واسط مهم مسیر شیمیک اسید است، سنتز و بیرون ترشح می کنند و مقدار زیادی از این ترکیبات در نمونه های خاک برداشته شده از ریزوسفر ذرت و لوبیا وجود دارد (پوپووا وهمکاران،1997)، گیاهان در اولین مرحله زندگی فعال (جوانه زنی بذر) با این ترکیبات مواجه می گردند (پوپووا وهمکاران،1997). راجاسکارین و همکاران (2002) گزارش کردند که سالیسیلاتها بر جوانه زنی اثر تشدیدی ندارند ولی در دماهای پایین از پیش تیمار سالیسیلاتهایی مثل استیل سالیسیلیک اسید (ASA)، سالیسییلیک اسید و 2و6- دی هیدروکسی بنزوئیک اسید (DHBA) برای

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید