آنها قرار می گیرد فعالیت رشدی خود را از سر می گیرند.

1-15- اثر تنش خشکی بر توسعه ریشه ها
مطالعه در مورد اثر تنش رطوبتی خاک بر توسعه سیستم ریشه ای گونه های گیاهی مختلف به عنوان معیاری جهت تعیین مقاومت به خشکی و پتانسیل تولید در شرایط تنش می باشد. گیاهان زراعی با داشتن نوعی حافظه ژنتیکی جهت ارزیابی مقدار آب قابل وصول در محیط زندگی خود نسبت به کنترل وضعیت آب و حفظ رطوبت خود اقدام می کنند. سیستم دوگانه ریشه در غلات که براساس میزان آب موجود رشد قسمت هوایی را کنترل می کنند مثالی در این مورد است. در این گیاهان هنگامی که آب به اندازه کافی فراهم باشد به طوری که قسمت فوقانی خاک مرطوب گردد ریشه های گره ای که رشد کرده و آب کافی را به قسمت هوایی عرضه می نمایند، این امر باعث رشد سریع گیاه می گردد و در شرایطی که لایه سطحی خاک خشک باشد ریشه های گره ای رشد نکرده و یا رشد اندکی دارند و به جای آنها ریشه های نابجا که در عمق بیشتری نفوذ می کنند، رشد کرده و آب قسمت تحتانی خاک را به اندام های هوایی می رسانند. در این حالت جریان کمتر آب از این ریشه ها سبب کاهش پتانسیل آب در برگ، انسداد بخشی از روزنه ها، جذب کمتر گاز کربنیک و در نهایت سبب کند شدن رشد می شود. چنین گیاهی علائم پژمردگی را از خود بروز نداده و صرفاً کوچکتر از حالت طبیعی خواهد بود (کوچکی و نصیری محلاتی، 1373).

1-16- اثرات مفید تنش خشکی
تنش آب همواره زیان آور نیست و در بعضی شرایط تنش جزئی آب، با وجودی که رشد را تقلیل
می دهد، می تواند در بهبود کیفیت محصولات گیاهی موثر واقع شود. اگر عملکرد گیاه شامل یک ماده شیمیایی (قند) داروئی و یا الیاف و …. باشد در این صورت قسمتی ازگیاه که از لحاظ اقتصادی با ارزش است تنها جزء کوچکی از کل ماده خشک تولیدی را تشکیل می دهد، دراین صورت یک تنش متوسط که بر رشد مؤثر واقع می شود، ممکن است هیچ اثری بر عملکرد نداشته، یا حتی اثر مثبت بگذارد، به نظر می رسد که پژمرده شدن گیاه در تجزیه نشاسته و پروتئین موثر است و این امر خود برای تشکیل بعضی از مواد شیمیایی مناسب می باشد. مشاهده شده است که شرایط رشد خشک و مرطوب، میزان آلکالوشیمدها را در بسیاری از گیاهان کاهش می دهد (سرمدنیا و کوچکی، 1371). گفته می شود که با افزایش تنش خشکی، در طی رسیدن دانه های گندم، میزان پروتئین آن بالا رفته و کیفیت نانوایی را بهبود می بخشد. همچنین تنش آب بر معطر بودن توتون ترکی می افزاید و مقدار روغن نعناع و چربی میوه های زیتون را افزایش می دهد (علیزاده، 1369).

1-17- واکنش های متابولیکی تحت تنش خشکی
تنش خشکی اثر زیادی بر توزیع هورمون ها درگیاه، بخصوص بر میزان سیتوکنین و اسید آبسیزیک (ABA) دارد. در نتیجه کمبود آب، فعالیت سیتوکنین تقلیل یافته در حالی که فعالیت ABA افزایش می یابد. پیری سریع ساقه ها در گیاهان تحت تنش، ممکن است به علت کاهش تأمین سیتوکنین از ریشه ها و افزایش مقدار نسبی ABA باشد. به نظر می رسد که اسید آبسیزیک، در کنترل عکس العمل های فیزیولوژیکی گیاهان تحت شرایط کنترل تنش رطوبت موثر باشد. متابولیسم اسید آبسیزیک در همه بافت ها و اندام ها اتفاق می افتد. محل سنتز آن معمولاً در برگهای بالغ تحت تنش خشکی می باشد. نتایج تحقیق بسیاری از متخصصین نشان داده که پاشیدن محلول رقیق اسید آبسیزیک روی برگ، موجب بسته شدن روزنه ها می شود.
تحقیقاتی نیز در رابطه با نقش این هورمون در زمینه رشد ریشه و قابلیت نفوذ آن انجام شده است (داویس24و همکاران، 1979). اطلاعات در مورد اثرات تنش آب روی مقادیر ایندول استیک اسید
(اکسین IAA) ناچیز و غالباً متضاد بوده است. برادفورد و هسیائو (1982) اظهار داشته اند که میزان اکسین قابل انتشار در آفتابگردان با کاهش رطوبت خاک تقلیل می یابد. از طرف دیگر هال25و همکاران (1977) با مطالعه روی گیاه باقلا نشان دادند که میزان این هورمون از نظر تعیین پتانسیل آب و مشخصه های آن ومدت و دوام متغیر خشکی دارای نواقصی است.
در مورد اثرات تنش خشکی روی متابولیسم اسیدجیبرلیک (GA) اطلاعات اندکی وجود دارد. مشاهده شده است که فعالیت اسید جیبرلیک داخلی، سریعاً در برگهای گیاه تنش دیده، کاهش یافته و دوباره پس از دوره بهبود افزایش می یابد. کاهش فعالیت اسید جیبرلیک پس از افزایش مقدار اسید آبسیزیک در میان بافت صورت می گیرد (برادفورد و هسیائو،‌1982). اتیلن یک هورمون گازی است که تولید آن یکی از پاسخ های معلول بافت های گیاهی به تنش های محیطی نظیر تنش خشکی است. چون اتیلن یک گاز است پیشنهاد شده که بسته شدن روزنه ها در طول تنش خشکی منجر به محدودیت انتشار این گاز از گیاه و افزایش غلظت داخلی آن می شود ولی تحقیقات نیز نشان داد که اتیلن سریعاً از برگها و ساقه آزاد می شود. این مسئله دلالت بر این دارد که تنش خشکی میزان سنتز اتیلن را افزایش می دهد (برادفورد و هسیائو،‌1982).
1-18- اهداف تحقیق
بر این اساس این تحقیق با اهداف زیر انجام گرفت:
1. بررسی اثر سالیسیلیک اسید بر عملکرد و اجزای عملکرد جو.
2. مشخص کردن میزان و تأثیر سالیسیلیک اسید بر عوارض ناشی از تنش خشکی در گیاه جو.
3. شناخت اصلی ترین جزء از اجزاء عملکرد که تحت تأثیر سالیسیلیک اسید قرار می گیرد.

فصل دوم
مروری بر پژوهش های

2-1- تأثیرتنش خشکی بر عملکرد و اجزاء عملکرد جو و گندم
خشکی یکی از عوامل مهم محیطی است که عملکرد دانه جو را در نواحی نیمه خشک کاهش
می دهد. به منظور بررسی اثرخشکی روی برخی صفات موروفولوژیک جو و نیز بررسی ارتباط این صفات با شاخص حساسیت به تنش خشکی، 8 ژنوتیپ جو شامل رگه های بومی و ارقام تجارتی ایران، تحت شرایط دیم و فاریاب کشت شدند. بین ژنوتیپ های مورد مطالعه از نظر تمامی صفات ارزیابی شده به جز تعداد پنجه اختلافات معنی داری مشاهده شد. رگه های بومی و ارقام تجارتی مورد ارزیابی، دامنه وسیعی از حساسیت به خشکی را نشان دادند. بین شاخص حساسیت به تنش و عملکرد پتانسیل همبستگی دیده نشد. بنابراین به نظر می رسد این دو، اجزای مستقلی باشند که هر دو نیز در ایجاد سازش به تنش دخالت دارند. همبستگی شاخص حساسیت به تنش با عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک در شرایط دیم منفی بود. بر اثر خشکی، عملکرد و اجزاء عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک، کاهش، ولی تراکم روزنه در سطح رویی برگ پرچم افزایش یافت. همچنین، در بین اجزای عملکرد، تعداد سنبله در هر بوته کمتر از همه و تعداد دانه در سنبله بیشتر از همه تحت تاثیر خشکی قرار گرفتند. نتایج آزمایش بیانگر وجود ژرم پلاسم های مفید و متحمل به خشکی در کلکسیون جو های ایران است (نبی پور و همکاران، 1381).
فرنچ26 و شولز27 (1984) با استفاده از نتایج61 آزمایش مزرعه‌ای در استرالیا گزارش کردند که هرچه سهم آب مصرفی پس از گرده ‌افشانی در گندم، کمتر از30 درصد کل آب مصرفی گیاه در طول دوره رشد گردد، به همان نسبت، عملکرد دانه نیز کاهش می یابد.
در آزمایشی تحت عنوان بررسی اثر کمبود آب بر شاخص های فلورسانس کلروفیل و میزان پرولین در شش ژنوتیپ جو و رابطه آن با دمای آسمانه و عملکرد نتایج نشان داد محدودیت آبی شاخص های فلورسانس کلروفیل یا کارآیی فتوشیمیایی فتوسیستم II را به دلیل افزایش فلورسانس مبدا و کاهش فلورسانس ماکزیمم کاهش داد. با افزایش شدت تنش، تجمع پرولین در برگ گیاهان تحت تنش افزایش یافت، ولی ارقام از این نظر با هم اختلاف داشتند. کمبود آب موجب کاهش محتوای نسبی کلروفیل گردید. با این حال، در بین سطوح تیماری 75 و 100 درصد آبیاری، اختلاف آماری معنی داری مشاهده نگردید. محدودیت آبی موجب شد عملکرد دانه کاهش به طور معنی داری افزایش یابد. هر چند ژنوتیپ هایی که در شرایط آبیاری کافی دارای سایه انداز خنک تری بودند، در شرایط تنش شدید، عملکرد بهتری نسبت به سایر ژنوتیپ ها داشتند. مقایسه میانگین های اثر متقابل محدودیت آب در ژنوتیپ های جو نشان داد که بیشترین عملکرد دانه در کرت هایی بر آورد گردید که ژنوتیپ های کارون × کویر و کویر×بادیا بدون محدودیت آبی به کار برده شدند و کمترین آن در کرت هایی برآورد گردید که ژنوتیپ گرگان-4 تحت تنش یا با محدودیت کامل آبیاری به کار برده شدند (ممنوعی و سید شریفی، 1389).
آزمایشی با عنوان ارزیابی عملکرد دانه و اجزای عملکرد ژنوتیپ های جو در دو شرایط تنش و عدم تنش خشکی نتایج نشان داد تأثیر مکان بر تعداد دانه در سنبله، وزن هزاردانه، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت معنی دار شد. همچنین ژنوتیپ آزمایشی نیز بر تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت تأثیر معنی دار داشت. عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت نیز به طور معنی داری تحت تأثیر اثر متقابل ژنوتیپ و مکان قرار گرفتند. وزن هزار دانه و عملکرد دانه در شرایط عدم تنش به ترتیب برابر با 15/41 گرم و 8/5361 کیلوگرم بر هکتار گردید که این میزان در شرایط تنش برابر 37/37 گرم و 7/4491 کیلوگرم در هکتار گردید. پیری و ریزش برگ های گیاه تحت شرایط تنش خشکی دلیل اصلی در کاهش وزن خشک گیاه و در نهایت عملکرد بیولوژیک می باشد (شفیعی و همکاران، 1389).
کومار28 و همکاران (1996) در گیاه کنجد گزارش کردند که تحت شرایط تنش بالای رطوبتی، به دلیل توسعه عمیق‌تر سیستم ریشه‌ای، حداکثر تخلیه رطوبت از لایه 90-60 سانتیمتر خاک صورت می‌گیرد، در حالی‌که در تیمارهای با تنش کمتر رطوبتی، حداکثر توسعه ریشه و جذب رطوبت خاک از لایه‌های بالایی است. همچنین پراساد29 و همکاران (1990) در نیشکر گزارش دادند که در رژیم‌های خشک ترآبیاری نسبت به رژیم‌های مرطوب تر، نسبت جذب آب از لایه‌های پایینی خاک، بیشتر از لایه‌های بالایی است.
در مناطق مدیترانه‌ای، عمدتاً تولید گندم با محدودیت آب در طی پرشدن دانه مواجه است. در این مناطق، در شرایط عدم امکان استفاده از آبیاری، عملکرد دانه و نیز کارآیی مصرف آب ممکن است کم یا متغیر باشد. اوایس30 و همکاران (2000) گزارش کردند که تولید یک کیلوگرم دانه گندم در شرایط آبیاری کامل، به 2-1 متر مکعب آب، در حالی که در شرایط بدون آبیاری، به 3-1 متر مکعب آب بارندگی نیاز دارد. از آنجا که آب محدودیت اصلی تولید در این مناطق است، لذا توجه به کارآیی مصرف آب، که آب مصرفی و عملکرد دانه را به همدیگر مرتبط می‌سازد، از اهمیت عمده‌ای برخوردار است. مطالعات اولیه در ایکاردا نشان داده است که استفاده از 3-2 بار آبیاری تکمیلی (مجموعا? 200-80 میلیمتر آب)، باعث افزایش عملکرد گندم به میزان450-36 درصد گردید، که معادل یا بیشتر از عملکرد دانه در شرایط آبیاری کامل است (اوایس، 1994). در صورتی که آبیاری تکمیلی همراه با تاریخ کاشت زود و مصرف مناسب نیتروژن باشد، عملکرد دانه بالایی حاصل می‌شود. تنها انجام یک آبیاری تکمیلی در مناطق شمال سوریه، جهت افزایش عملکرد دانه مناسب توسط اوایس و همکاران (2000) پیشنهاد شده است.با استفاده از ارزیابی نتایج عملکرد 14 مزرعه مختلف توسط این محققان، مشخص گردید که عملکرد دانه با استفاده از یک آبیاری تکمیلی تنها منجر به از دست دادن 15-10 درصد عملکرد دانه نسبت به آبیاری کامل گردید، که با توجه به محدودیت آب (و نه زمین) کاملاً بدیهی است که این مقدار صرفه‌جویی در مصرف آب، می‌تواند باعث توسعه کشت گندم در سطح وسیع‌تر گردد. البته بایستی سهم عوامل مدیریتی را در این باره جدا نمود، یعنی مشخص نمود که بخشی از کاهش عملکرد مربوط به بهینه نبودن

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق درباره اشتراک دانش، دانش آشکار، بهره بردار
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید