فاکتورهای مدیریتی است تا کمبود بارندگی (آنگوس31 و وان هرواردن32، 2001).
آزمایشی تحت عنوان اثر نسبت های مختلف کودهای دامی و شیمیایی و تنش خشکی انتهای فصل رشد بر خصوصیات کمی و کیفی جو نتایج نشان داد اعمال تنش خشکی در مرحله ی پر شدن دانه در زراعت جو بر کلیه ی صفات عملکرد و اجزای عملکرد دانه، به جز صفت وزن سنبله اثر معنی داری داشت. در بین تیمارهای نسبت های کودی، بیشترین مقدار عملکرد دانه در تیمارهای 3N و 4N و بیشترین مقدار عملکرد بیولوژیکی در تیمار 3N به دست آمد. در بین صفات مورد بررسی، صفات تعداد دانه در سنبله و وزن سنبله تحت تأثیر تیمارهای کودی قرار نگرفتند. تنش خشکی در مراحله ی پر شدن دانه هیچ اثر معنی داری بر غلظت عناصر موجود در دانه ی جو نداشت، اما نسبت های کودی اثر معنی داری بر غلظت عناصر روی و منگنز دانه جو داشت به طوری که بیشترین مقدار غلظت دو عنصر روی و منیزیم دانه ی جو در تیمار 100 درصد کود دامی (1N) به دست آمد (بابائیان و همکاران، 1388).
به منظور ارزیابی برخی از صفات مورفولوژیک ارقام مختلف جو تحت شرایط آبیاری معمولی و تنش خشکی در مرحله سنبله دهی انجام شد نتایج حاصل از تجزیه مرکب دو محیط نشان داد که بین ارقام در مورد تمامی صفات اختلاف معنی داری وجود دارد. اثر محیط نیز برای صفت طول سنبله غیر معنی دار و در بقیه صفات معنی دار بوده که بیانگر تأثیر منفی روی صفات در اثر اعمال تنش در مرحله سنبله دهی می باشد. اثر متقابل ژنوتیپ محیط برای صفات عملکرد دانه و مدت زمان رسیدگی معنی دار شد که نمایانگر واکنش متفاوت ارقام در محیط های مختلف است. مقایسه میانگین صفات نشان داد که در شرایط بدون تنش بیشترین عملکرد مربوط به رقم شماره 5 و در شرایط تنش خشکی مربوط به رقم شماره 4 می باشد (بخشی خانیکی و همکاران، 1386).
زارع فیض آبادی و قدسی (1379) عکس العمل لاین ها و ارقام گندم را نسبت به تنش خشکی مورد ارزیابی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که متوسط عملکرد دانه ارقام مورد بررسی در تیمار شاهد (آبیاری کامل) 4777 و در تیمار قطع آب آخر و قطع دوبار آبیاری آخر به ترتیب 4290 و 3397 کیلوگرم در هکتار بود.
در بررسی با عنوان ارزیابی ژنوتیپ های متحمل خشکی جو H. spontaneum ایران در منطقه کرج نتایج نشان داد که ژنوتیپ ها از لحاظ صفات ارتفاع بوته، کل دانه، بیوماس، طول سنبله و شاخص برداشت در شرایط نرمال آبیاری معنی دار بودند. همچنین در شرایط تنش خشکی بین ژنوتیپ ها از لحاظ صفات تعداد کل دانه، عملکرد دانه و طول سنبله اختلاف معنی داری وجود داشت. در شرایط نرمال و تنش خشکی اثر متقابل ژنوتیپ در محیط در صفات ارتفاع بوته، بیوماس، طول سنبله و عملکرد دانه تفاوت معنی داری وجود داشت که این مهم نشان دهنده تفاوت واکنش ژنوتیپ ها به شرایط آبیاری می باشد. در شرایط آبیاری نرمال و تنش خشکی تمام صفات مورد ارزیابی به غیر از صفت شاخص برداشت با عملکرد دانه دارای همبستگی مثبت و معنی داری بودند. صفات تعداد کل دانه، بیوماس و ارتفاع گیاه بعنوان صفات مؤثر بر عملکرد دانه در این ژنوتیپ ها شناسایی شد (افضلی فر و همکاران، 1390).
کیم33 و کرانستاد34 (1981) ده رقم گندم زمستانه را در جهت ارزیابی عملکرد و اجزای عملکرد آنها تحت تنش رطوبتی طی دوره پر شدن دانه، در سه منطقه کشت کردند. نتایج نشان داد که همبستگی مثبت معنی داری بین پتانسیل اسمزی برگ و عملکرد وجود دارد.
به منظور ارزیابی تغییرات عملکرد دانه و اجزای آن و همچنین برخی صفات زراعی ژنوتیپهای گندم در شرایط تنش خشکی، سه آزمایش مستقل بر اساس آبیاری 100% نیاز آبی گیاه به عنوان شرایط مطلوب، 75% نیاز آبی گیاه به عنوان تنش ملایم و 50% نیاز آبی گیاه به عنوان تنش سخت با شش ژنوتیپ گندم بهاره شامل ارقام فونگ، چمران، استار، استورک، شوا و گرین اجرا گردید. تجزیه واریانس مرکب داده ها نشان داد که بین ژنوتیپهای مورد مطالعه از نظرعملکرد و اجزاء عملکرد تفاوت معنی داری وجود داشت. نتایج همبستگی عملکرد دانه با اجزاء آن نشان داد که عملکرد دانه با عملکرد بیولوژیک در همبستگی مثبت داشت، در حالی که همبستگی عملکرد دانه با وزن هزار دانه و شاخص برداشت دانه معنی دار نبود. با توجه به نتایج بدست آمده و در یک جمع بندی کلی، ارقام فونگ و چمران در شرایط مطلوب، استورک و چمران در تنش ملایم و استورک و گرین در تنش سخت از عملکرد دانه بالاتری برخوردار بودند(بخشنده و همکاران، 1382).
به منظور ارزیابی صفات مؤثر بر وزن دانه ارقام گندم تحت شرایط تنش خشکی، آزمایشی در دو منطقه کرج وتربت جام با 9 رژیم مختلف آبیاری روی سه رقم گندم نان اجرا شد. نتایج نشان داد که عملکرد دانه و اجزاء عملکرد در منطقه کرج بیشتر از منطقه تربت جام بود. اثر تیمار تنش خشکی معنی دار بود. نتایج همبستگی نشان داد که عملکرد دانه با مدت پر شدن دانه و حداکثر وزن دانه همبستگی مثبت و با سرعت رشد دانه همبستگی منفی دارد. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که طول دوره پر شدن عمده ترین صفت در توجیه تغییرات وزن نهایی دانه است و پس از آن سرعت پر شدن دانه بخش عمده ای از بقیه تغییرات وزن نهایی دانه را تعیین می نماید (پاک نژاد و همکاران، 1386). دشماخ35 و همکاران (1993) ارقام گندم را تحت سطوح مختلف آبیاری بر حسب تبخیر از تشتک تبخیر با مقادیر 50 ، 75، 100 و 125 میلی متر قرار دادند و گزارش کردند که عملکرد دانه از 07/2 تن در هکتار با آبیاری در 125 میلی متر تبخیر از تشتک تبخیر تا 23/3 تن در هکتار با 50 میلی متر تبخیراز تشتک تبخیر، افزایش یافت. جذب نیتروژن، فسفر و پتاسیم با آبیاری افزایش یافت.
در آزمایشی تنش خشکی موجب کاهش کلیه صفات مورد ارزیابی مخصوصاً عملکرد دانه، عملکرد کاه وعملکرد بیولوژیک گردید. اگرچه وجود شرایط دیم باعث کاهش عملکرد دانه در ارقام مختلف نسبت به شرایط آبی شد، ولی مشاهده گردید که بعضی از ارقام در شرایط دیم، تنش خشکی را تحمل کرده و عملکرد نسبتا بالایی داشتند. (محمدی و همکاران، 1385).
اینز36 و همکاران (1981) ضمن بررسی هایی در مورد پنجه دهی در گندم و جو، گزارش دادند که در محیط های با آبیاری کامل، عملکرد بیشتر با گزینش ژنوتیپهای با تعداد پنجه های زیاد، حاصل می شود. ولی در شرایطی که آب محدود باشد، بیشترین عملکرد در ژنوتیپهایی دیده می شود که تعداد پنجه کمتری تولید می نماید.
در آزمایشی در شرایط تنش وزن دانه در سنبله همبستگی مثبت و معنی دار با شاخص برداشت و تعداد دانه در سنبله داشت. تعداد روز تا گلدهی با وزن پدانکل در زمان گلدهی دارای همبستگی مثبت و معنی دار بود. شاخص برداشت نیز همبستگی مثبت و معنی دار با تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه داشت. در شرایط بدون تنش، وزن دانه در سنبله همبستگی مثبت و معنی دار با شاخص برداشت داشت. عملکرد دانه در هکتار نیز با شاخص برداشت ، وزن دانه در سنبله و وزن هزار دانه همبستگی مثبت و معنی دار داشت (کوچکی و همکاران، 1385).
به منظور ارزیابی واکنش لاین های امید بخش گندم نان به قطع آبیاری در مراحل انتهایی آزمایشی اجرا گردید. نتایج نشان داد که اثرآبیاری، ژنوتیپ و اثر متقابل آنها برای کلیه صفات شامل عملکرد دانه و اجزاء عملکرد معنی دار بود. بر اساس نتایج با توجه به کاهش قابل ملاحظه عملکرد دانه و بهره وری مصرف آب، آبیاری سه مرحله ای در مقایسه با آبیاری چهار و پنج مرحله ای، این رژیم آبیاری به عنوان یک راهبرد موثر و قابل قبول در مدیریت آبیاری گندم در منطقه مناسب نیست و فاقد توجیه فنی و زراعی می باشد (دستفال و همکاران، 1388).
شهریاری و کریمی (1380) گزارش دادند پس از تنش محتوای کلروفیل در برگهای رقم حساس کاهش، اما در ارقام مقاوم افزایش نشان می دهد و برگهای ارقام مقاوم نسبت به ارقام حساس رنگ سبز تیره تری را نشان می دهند. همچنین از دست دادن سریع کلروفیل در ارقام حساس به تنش باعث کاهش فعالیت فتوسنتزی می شود. ازبین رفتن کلروفیل باعث کاهش تولید موادی نظیر پروتئین که ارتباط مستقیم با میزان کلروفیل دارد می گردد.
تالیسنیک37 و همکاران (1999) در ذرت مشاهده کردند که در طی تنش خشکی، جذب آب و یونهای غذایی بطور معنی‌داری کاهش یافت. ریشه‌های تنش دیده با توسعه لایه سوبری بین بافت زنده و ریزوسفر، باعث به حداقل رساندن تلفات آب از ریشه گردیدند؛ ولی با مرطوب شدن مجدد خاک، ‌سیستم ریشه‌ای به تولید ریشه‌های جدید بدون لایه سوبری اقدام نمود. کمبود نیتروژن یکی دیگر از محدودیت‌های رشد در مناطق مدیترانه‌ای است (میینک38 و همکاران، 1997) عکس‌العمل گیاه به نیتروژن، بستگی به میزان آب خاک دارد (پالا39 و همکاران، 1996) در ارتباط با تنش نیتروژن، پاندی40 و همکاران (2000) گزارش دادند که با مصرف نیتروژن بیشتر، سیستم ریشه‌ای توسعه بیشتری پیدا نمود. همچنین اقبال41 و مارانویل42 (1993) مطرح نمودند که تنش نیتروژن منجر به کاهش انشعابات ریشه ذرت و در نتیجه منجر به کاهش جذب عناصر غذایی گردید.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با موضوع کانون توجه، حمل و نقل

2-2- اثر متقابل تنش خشکی و نیتروژن بر عملکرد و اجزاء عملکرد جو و گندم
مقایس? شش رقم جو از نظر قابلیت انتقال نیتروژن تحت شرایط تنش خشکی طی دور? پر شدن دانه در گلخانه نشان داد که میزان انتقال با مصرف کود افزایش یافت، اما این افزایش در میزان عملکرد نیتروژن دانه تأثیری نداشت. علی رغم تفاوت بین ارقام در انتقال نیتروژن به دانه، این خصوصیت همبستگی بالایی را با میزان عملکرد دانه و عملکرد نیتروژن دانه نشان داد. بین انتقال نیتروژن و میزان عملکرد پروتئین نیز همبستگی معنی داری وجود نداشت (فتحی و همکاران، 1376).
در آزمایشی که به منظور ارزیابی اثر مقادیر مختلف نیتروژن و آبیاری بر عملکرد دانه جو اجرا شد مشخص گردید که با افزایش نیتروژن عملکرد دانه بطور معنی داری افزایش می یابد و اثر متقابل آبیاری و نیروژن بر عملکرد دانه معنی دار شد. در تمام سطوح نیتروژن بجز نیتروژن صفر افزایش آبیاری باعث افزایش عملکرد دانه گردید (فرجی و همکاران، 1385).
آل هفید43 و همکاران (1998) در یک آزمایش مزرعه ای و گلخانه ای 6 رقم گندم دوروم بهاره را تحت 4 رژیم آبیاری مورد ارزیابی قرار دادند (3 تیمار کمبود آب و 1 تیمار خوب آبیاری شده). در 3 تیمار تنش آبی، اولین آبیاری بعد از سبز شدن در آغاز مرحله پنجه زنی (تنش پایین)، در اواسط مرحله پنجه زنی (تنش متوسط) و در پایان مرحله پنجه زنی (تنش شدید) انجام شد. تفاوت بین ارقام در هر دو شرایط گلخانه و مزرعه معنی دار بود و ارقام دسته بندی شدند به ارقام نسبتاً مقاوم به خشکی و ارقام نسبتاً حساس به خشکی. اعمال تنش آبی به طور معنی داری میزان تلفات آب را کاهش داد و مقاومت روزنه ای را در تمام ارقام افزایش داد. ارقام نسبتاً مقاوم نسبت به دیگر ارقام قرار گرفته تحت تنش شدید رطوبتی، مقاومت روزنه ای را کمتر حفظ کردند. کاهش های معنی داری در سرعت تبادلی(عمدتاً به علت افزایش مقاومت روزنه ای) و در نسبت فتوسنتز به تلفات آب در نتیجه تنش آب، مشاهده شد.
آبدرازک44 و همکاران (1995) در یک آزمایش مزرعه ای در بررسی تنش رطوبتی و کود نیتروژن بر روی جذب نیتروژن و استفاده از آب و عملکرد در گندم گزارش کردند که عدم آبیاری در مرحله ظهور سنبله، تشکیل دانه و در طول مرحله رسیدگی به طور معنی داری محتوای پروتئین دانه و عملکرد

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید