دانلود پایان نامه ارشد با موضوع
صلح حدیبیه، غیرمسلمانان، جامعه اسلامی، پیامبر اسلام(ص) پایان نامه ها

یهودیان نیز در همین بستر رفتاری معنی پیدا می‌کند. در پیمان‌نامه صلح حدیبیه با مشرکان، پیامبر متعهد شدند که اگر کسی از قریش به ‌او پناهنده شد او را پناه ندهد. اندکی بعد شخصی به ‌نام ابوبصیر مسلمان شد و به ‌پیامبر پناهنده شد و از ایشان درخواست کرد وی را به ‌مشرکان تحویل ندهد، چرا که آنان وی را شکنجه می‌کردند. پیامبر در جواب وی فرمود: ای ابا بصیر تو خود می‌دانی که ما با این قوم چه عهد و پیمانی بسته‌ایم و شایسته نیست که در کار خود مکر و غدری انجام دهیم. خداوند برای تو و دیگرانی که مثل تو هستند گشایش و راه نجاتی فراهم می‌آورد.935 ایشان حتی از دریافت خمس اموال ابوبصیر به‌جهت مغایرت با پیمان اجتناب کرد و حتی در شرایطی که فردی تازه‌مسلمان که جانش در خطر بود به‌ ایشان پناه آورد، حاضر به‌ نقض پیمانش با مشرکان نشد.936
در موردی دیگر، پیامبر به‌ یکی از یهودیان قول داد که در صورت همکاری با پیامبر همسرش را که اسیر مسلمانان بود آزاد کند و به او باز گرداند و به پیمان خود عمل کرد. یکی از یاران پیامبر دو مرد از بنی عامر را که هم‌پیمان بودند و امان نامه داشتند، کشت. پیامبر او را سرزنش کرد و لوازم جنگی آن دو تن را به‌همراه خون‌بهاء پرداخت کرد. پیامبر مطابق عهدنامه صلح حدیبیه مجاز بود سه روز در مکه مناسک حج را به‌جا آورد و مکه را ترک کند و پس از سه روز با وجود میل باطنی به‌ اقامت بیشتر در مکه و رایزنی با سران مشرکان، هنگامی که موافقت آنان به ‌اقامت بیشتر حضرت جلب نشد، مطابق پیمان قبلی مکه را پس از سه روز ترک کرد.937
ایشان همچنین به مسلمانان فرمان داده بودند که در نبرد با کفار عهدشکنی نکنند، البته این فرمان تا زمانی لازم‌الاجرا بود که طرف مقابل پیمان‌شکنی نکنند و هنگامی که غیرمسلمانان خودشان به پیمان‌شکنی اقدام می‌کردند، دیگر ضرورتی بر پیگیری آن عهد از جانب مسلمانان وجود نداشت.938
آیاتی که انسان‌ها را به وفای به‌عهد و پیمان امر می‌کنند فراونند.939 از این‌گونه آیات استفاده می‌شود که حرمت نهادن به پیمان‌ها نشانه پرهیزکاران است و در مقابل، پیمان‌شکنی از بزرگ‌ترین خیانت‌های اجتماعی در حق بشر است که به‌هیچ‌روی شایسته یک مسلمان و جامعه اسلامی نیست. تا زمانی که طرف قرارداد بر پیمانش استوار باشد، برهم زدن یک‌سویه آن از نظر اسلام در هیچ شرایطی جایز نیست، خواه آن پیمان به‌سود باشد یا به‌زیان.
پیامبر(ص) از زمینه‌های روانی مناسب عاطفی و روانی برای گسترش دعوت خویش بهره می‌جست. آن حضرت وقتی در آغاز مرحله دعوت گسترده خود از قریش پرسید: «آیا تاکنون شنیده‌اید من دروغ بگویم؟».940 ذهنیت مثبت مردم درباره خود را سرمایه‌ای برای آماده‌سازی فضای ارتباطی قرار داد تا بتواند با آسانی بیشتری دعوت خویش را عرضه کند. اعتراف و هشدار نضربن حارث در این زمینه حایز اهمیت بسیار است که گفت: «ای قریشیان! قسم به‌خدا به پدیده‌ای دچار شده‌اید که تاکنون چاره‌ای برای آن نیندیشیده‌اید، محمد (از همان زمان که) نوجوانی کم سن و سال در میان شما بود از هیچ کس به انداز او خشنود نبودید و راستگوترین شما و امانتدارترین شما به‌شمار می‌آمد».941 بدیهی است که اعتمادسازی از گامهای اولیه یک ارتباط موفق است و فرایندی است که در خلال زمان و به‌صورت تدریجی بوجود می‌آید. پیامبر اسلام(ص) پس از یک زندگی نسبتا طولانی با قریش و پس از آن که در عمل راست‌گویی و امانت‌داری خویش را به ‌قریشیان نشان داده است، از آنان می‌پرسد که آیا از او دروغی شنیده‌اند؟ بنابراین کسانی در امر جلب بیگانگان به اسلام موفق خواهند بود که در عمل مسلمانی خویش را به‌دیگران نشان دهند که در این‌صورت نیازی به تبلیغ زبانی نیست. همان‌طور که امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «مردم را با ‌اعمالتان به دین دعوت کنید».942

7-4-۱-3- امانت داری در حق غیر مسلمانان
از دیگر شاخصه‌های رعایت اصول اخلاقی در تعامل با دیگران(غیرمسلمانان) التزام به امانت‌داری است. ﻗـﺮآن در آﯾـﺎﺗﯽ ﺑـﻪ ﻟـﺰوم وﻓـﺎداری ﺑﻪ ﻋﻬﺪ و ﭘﯿﻤﺎن ﺳﻔﺎرش ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺧﺪاوﻧﺪ ﺳـﺒﺤﺎن رﻋﺎﯾـﺖ ﻋﻬـﺪ و ﭘﯿﻤـﺎن را ﻻزم ﺷـﻤﺮده و ﺑﺮﻋﻬﺪه ﻣﺴﻠﻤﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ وﻇﯿﻔﻪ را ﭼـﻪ در ﻗﺒـﺎل ﻣـﺴﻠﻤﺎن و ﭼـﻪ در ﻗﺒـﺎل اﻫـﻞ ﮐﺘـﺎب رﻋﺎﯾﺖ ﻧﻤﺎﯾﺪ. ﻗﺮآن ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: « إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا…؛ خدا به ‌شما فرمان مى‏دهد که سپرده‏ها را به‌ صاحبان آن‌ها رد کنید.»943 در اﯾﻦ آﯾﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﺎﻣﯽ از ﮔﺮوه ﯾﺎ ﻓﺮﻗﮥ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﺮده ﻧﺸﺪه ﮐﻪ از اﯾﻦ دﺳﺘﻮر ﻣﺴﺘﺜﻨﯽ ﺷـﻮﻧﺪ. ﻗـﺮآن ﮐﺮﯾﻢ دوﺑﺎره ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﺪ و ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: «یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ.؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید به قراردادها[ى خود] وفا کنید.»944 ﻟـﺬا ﻣــﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﮐــﻪ ﺧــﻮد را ﻣــﻮﻣﻦ ﻣــﯽداﻧﻨــﺪ ﺑﺎﯾــﺪ ﻫﻤــﻮاره ﭘﺎﯾــﺪار ﺑــﻪ ﻋﻬــﺪ و ﭘﯿﻤــﺎنﻫﺎﯾــﺸﺎن ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ در ﻣﻘﺎﺑﻞ اﻫﻞ ﮐﺘﺎب ﺗﺎ ﺑﺪﯾﻦ‌ﮔﻮﻧﻪ آﻧ‌‌ﻬﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮزﻧﺪ ﮐﻪ دﯾـﻦ اﺳـﻼم دﯾـﻦ ﺣـﻖ، وﻓﺎداری، ﻋﺪاﻟﺖ و اﻫﺘﻤﺎم ﺑﻪ وﻇﺎﯾﻒ اﺳﺖ. واژه «ﻋﻘﻮد» ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻤـﺎم ﭘﯿﻤﺎﻧ‌‌‌ﻬـﺎی ﻣﯿـﺎن اﻧـﺴﺎن و ﺧﺪا، اﻧﺴﺎن و اﻧﺴﺎن و ﺟﻮاﻣﻊ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺑﺎ ﯾﮑـﺪﯾﮕﺮ اﺳـﺖ.945 ﻟﺬا راﯾﺞ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ: «اﻟﻤﺴﻠﻤﻮن ﻋﻨﺪ ﺷﺮوﻃﻬﻢ».
در ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳﻼﻣﯽ ﭼـﻪ در ﻋـﺼﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ(ص) و ﭼﻪ در ﻋﺼﺮ ﺣﺎﺿﺮ، ﻋﻘﻮد و ﭘﯿﻤﺎﻧﻬﺎی ﻓﺮاواﻧﯽ ﺑـﯿﻦ ﻣـﺴﻠﻤﺎﻧﺎن و ﭘﯿـﺮوان اﻫـﻞ ﮐﺘﺎب ﻣﻨﻌﻘﺪ ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﻪ‌ﻣﻮﺟﺐ آﻧﻬﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻦ و ﻗﻮاﻋـﺪ ﺧﺎﺻـﯽ ﺑـﺮای ﻫـﺮدو ﻃـﺮف، ﭘﯿـﺎده ﻣﯽﺷﻮد. ﻣﻌﯿﺎر ﻋﺎم ﺑﺮای ﺟﻮاز ﻧﻘﺾ ﭘﯿﻤﺎن آن اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻧﻘﺾ در ﭼﺎرﭼﻮب ﻋﺪل بگنجد.946
هنگامی که چوپان حبشی به‌نام یسار به اسلام گروید، پیامبر سفارش کرد که گوسفندان امانتی یهود را به‌سمت صاحبانشان گسیل بدارد.947 مشابه همین اتفاق در مورد اسود راعی یکی دیگر از چوپانان یهود نیز در تاریخ گزارش شده است.948 سفارش پیامبر مبنی بر این که امانت در هر شرایطی باید به‌ صاحبش بازگردانده شود، حاکی از التزام عملی ایشان بر این امر مهم است.949
7-4-۲- احسان
احسان به‌معنای تفضل و امری فراتر از عدالت است،‌ زیرا عدالت این است که انسان، آنچه بر عهده‌ اوست را انجام بدهد و آنچه را که متعلق به اوست بگیرد، ولی احسان این است که انسان بیش از آنچه را که بر عهده اوست انجام دهد و کم‌تر از آنچه حق اوست دریافت کند.950 حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه951 درباره تفاوت رعایت عدل با احسان می‌فرمایند: «عدل رعایت انصاف و احسان انعام و بخشش است».952 آیت‌الله جوادی آملی بر این باورند که «بخش اخلاق که هم مکمّل و متمّم مسئله حقوق است و هم در تأیید و اجرای فقه و دین خدا سهم تعیین‌کننده‌ای دارد، آن است که انسان برابر احسان عمل کند نه برابر عدل. احسان بالاتر از عدل است اگر در سورهٴ مبارکهٴ نحل عدل را بر احسان تقدم داشت: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ»، این تقدیم تنها تقدیم لفظی نیست بلکه تقدیم رتبی را هم به‌همراه دارد. لذا در همان بخش پایانی سورهٴ مبارکهٴ نحل که مسئلهٴ انتقام و عقوبت را مطرح می‌کند می‌فرماید: «وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم به ‌وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْر» یعنی بالاتر از انتقام، گذشت است. اخلاق با «جَزاءُ سَیِّئَهٍ سَیِّئَهٌ مِثْلُهَا» کار ندارد با «یَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَهِ السَّیِّئَه» کار دارد. یعنی بدی را با نیکی جواب می‌دهند؛ بدی را با نیکی دفع می‌کنند؛ بدی را با عدل دفع نمی‌کنند؛ با احسان دفع می‌کنند».953 انسان اگر می‌خواهد شخصیت و ظرفیت وجودی‌اش کمال یابد، می‌باید فراتر از حقوق و عدالت نسبت به ‌مردم رفتار نماید و در حق ایشان احسان و ایثار نماید تا بدین‌وسیله مظهر ربوبیت و رحمت الهی شود. از این‌رو امام باقر(ع) توصیه می‌کند که «شخص همواره برترین حالات را در نظر بگیرد و بهترین و نیکوترین کارها را در میان کارهای نیک انتخاب کند و انجام دهد. پس اگر خوبی‌ها و نیکی‌ها را می‌سنجید و بهترین‌ها را برای خود کنار می‌گذارید، همان بهترین‌ها را در نیکوترین‌ها انتخاب و به‌دیگران هدیه کنید. بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند، درباره مردم بگویید».954 بنابراین، احسان به ‌این معناست که خیری را به ‌خیری بیشتر از آن جبران کنیم و شری را با شری کم‌تر از آن تلافی نماییم.
بدین ترتیب دومین اصل در ارزش‌گذارى رفتارهاى اجتماعى، اصل احسان مى باشد. وجود تفاوت میان افراد، نابرابرى امکانات و سرمایه‌هاى طبیعى، ناموزون بودن زمینه و اوضاع اجتماعى جهت شکوفایى این سرمایه‌ها، توزیع متفاوت ثروت‌هاى تکوینى، وقوع برخى حوادث غیرقابل پیش‌بینى در کشاکش زندگى اجتماعى و… همواره جمع درخور توجهى از افراد جامعه را از امکان ورود به‌ جریان تعاملى نوع اول و برقرارى دادوستد متوازن با دیگران محروم مى‌سازد. از این‌رو براى پر کردن این خلاء و رفع محرومیت‌هاى بنیان کن از این اقشار و از میان بردن شکاف‌هاى تنش آفرین در نظام اجتماعى، برخى امکانات جامعه باید به‌صورت بلا عوض در چارچوب اصل کلى احسان به‌ این افراد اعطا شود؛ البته این، یکى از زمینه‌هاى ظهور اصل احسان است. به‌طور کلى، هرگونه اعطا در شرایط نامساوى و به‌صورت بلا عوض یا به‌معناى دقیق‌تر، نداشتن عوض پایاپا و مستقیم، خواه به‌علت ضعف و ناتوانى از اداى مقابل و خواه به‌سبب بزرگى شأن و موقعیت افراد و از باب اداى حقوق معنوى ایشان، از مصادیق احسان به‌شمار مى‌آید.955

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق با موضوعسازمان جهانی تجارت، حل اختلاف، قوانین داخلی، ساختار و نحو

7-4-۲-۱- تکریم خویشاوندان غیرمسلمان
در بررسی سیره معصومین علیهم‌السلام در برخورد با غیرمسلمان با رفتارهایی مواجه می‌شویم نه بر پایه عدالت بلکه بر رعایت احسان از سوی آنان استوار شده‌اند. بدین معنی که معصومین علیهم‌السلام انتظار نداشتند در مقابل کار انجام شده، خدمات متقابل از نوع مستقیم یا غیرمستقیم از طرف مقابل دریافت کنند. رفتارهایی از این نوع، در ذیل اصل احسان قرار دارند. یکی از این موارد تکریم خویشاوندان غیرمسلمان است. به‌عنوان مثال، اجازه پیامبر به ام‌سلمه در رسیدگی به پسرعموهایش که از اسرای جنگ بدر بودند،956 بخشش گردنبند یادگاری خدیجه به زینب دختر پیامبر با مشورت اصحاب، آزاد کردن نزدیکان جویریه به‌مناسبت قرابت خانوادگی با رسول خدا، حکم امان جان و مال حکم‌بن ابی‌العاص به‌جهت قرابت خانوادگی، توصیه به بازدید از اقوام و خویشان غیرمسلمان مکه در جریان صلح حدیبیه، دلجویی و رسیدگی پیامبر به خواهر شیری‌اش و بازماندگان حلیمه و گریه پیامبر بر حلیمه، تکریم شیماء از طرف پیامبر و کمک مالی به او،957 درخواست خویشان کودکی پیامبر جهت دریافت غنایم حنین و حمایت پیامبر از ایشان، دعوت پیامب
ر از خویشان در اولین جلسه اعلام نبوت و پذیرایی از آنان، بخشش ابوالعاص و سفارش رسیدگی به او به زینب958 و نمونه‌های فراوان دیگر به این معنی است که خویشاوندان گرچه کافر و مشرک باشند، می‌توان با آنان به‌گونه‌ای متفاوت از سایر کفار و مشرکین تعامل کرد.
7-4-۲-۲- گذشت و عفو در برخورد با غیرمسلمانان
شکیبایی و گذشت در سیره پیامبر از بارزترین نمونه‌های رفتاری است و بیشترین بسامد را در رفتارهای گزارش شده در سیره به‌خود اختصاص داده است. ابوالبختری از اهالی مکه، در زمانی که آزار رساندن به پیامبر امری معمول بود روزی سلاح جنگ پوشید و گفت: امروز هیچ‌کس نباید به ‌محمد آزاری برساند و گرنه با او در خواهم افتاد. بعدها وی در جنگ بدر دوبار رو در روی پیامبر قرار گرفت ولی هنگامی که اسیر شد پیامبر دستور داد گذشت روزهای مکه او را جبران کنند.959
پیامبر همچنین دستور آزادی آن‌دسته از اسرایی را دادند که به‌زور به جنگ آمده بودند.960 علاوه‌بر آن پیامبر گروهی از اسیران بدر را که برای پرداختن فدیه توان مالی پرداخت نداشتند آزاد کردند. از آن‌جمله می‌توان به ‌امان‌دادن پیامبر اکرم به ‌ابوعزه عمروبن عبدالله بن عمیر جحمی در روز بدر اشاره کرد. ابوعزه شاعر بود و به ‌پیامبر گفته بود چیزی جهت پرداخت فدیه ندارد. وی به‌ پیامبر قول داد در هیچ اجتماعی بر ضد پیامبر شرکت نکند ولی بعدها مورد فریب صفوان‌بن امیه قرار گرفت و در جنگ احد علیه مسلمانان شرکت کرد. پیامبر با این‌که می‌دانستند ابوعزه بر

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید